مديريت زمان چيست؟
مديريت زمان به عنوان سيستمي كارا و مؤثر براي كنترل و استفاده ي زمان تعريف مي شود. در واقع اگر بدانيم براي انجام فعاليت هاي رسمي و غير رسمي ، اداري و غير اداري ، زمان محدودي در اختيار ما قرار مي گيرد و يا خود آن را تعيين مي كنيم ، بيشترين تمركز خود را بر چگونگي استفاده ي بهينه از زمان صرف خواهيم نمود تا هم زمان مورد نظر ، هدر نرفته و هم بتوان براي نيل به اهداف از آن بهره مند شد. در اين خصوص لازم است به يك سيستم مناسب و مؤثر دراستفاده از مديريت زمان بيانديشيم.
مديريت زمان به مديران امكان مي دهد تا از زمان بهتر استفاده كنند و از اتلاف انرژي در سازمان جلوگيري به عمل آورند. براي تحقق اين امر، شناخت صحيح روش هاي كاربردي آن بسيار اهميت دارد. يكي از ارزشهاي مهم در اين زمينه ، شناخت اهداف و به روز نگه داشتن آنهاست. اين گفته ي «مارك تواين» جالب توجه است كه ؛ با گم كردن اهداف ، تلاش هاي خود را چند برابر خواهيم كرد! (سيورت ، 1379)در اين رابطه رعايت موارد ذيل به مديران كمك خواهد كرد تا بتوانند از مديريت زمان استفاده ي لازم را ببرند؛
· روش و مشخص كردن اهداف
· در نظر گرفتن اهداف بلند مدّت و ميان مدت سيستم يا سازمان خود
· مرور ، بررسي و دسته بندي مداوم اهداف
اصولاً در فرايند مديريت، مفهومي به نام خود تربيتي يا خود سازي (Self – development) وجود دارد. براي دست يابي به اين مفهوم مهارت هايي نظير مديريت بر خود ، مديريت تعارضي و ... ضروري است تا از اين طريق بتوان بر خود و ديگران مديريت كرد. ( صادقي و ديگران ،1383 ) هم چنين شواهد نشان مي دهد كه توجه به خرده مهارتهاي زير و تمرين آنها به بهبود مديريت زمان كمك خواهد كرد؛
· ابتداي هر هفته برنامه ي خود را تنظيم كنيد.
· بايدها، ضرورت ها و خواسته هاي خود را تحت كنترل درآوريد.
· به بهينه سازي فضا و محل كار خود توجه كنيد.
· ياد بگيريد كه چه هنگام و چگونه از فن آوري پيشرفته و كامپيوتري براي كسب زمان بيشتر استفاده كنيد.
· تصميم بگيريد كارها را واگذار كنيد و «نه» بگوييد.
· وقتتان را انعطاف پذير كنيد.
· براي خانه ، خانواده و اوقات فراغت از كار برنامه ريزي نماييد.
· با انجام همزمان دو كار، انجام يك باره ي يك كار و انجام يك كار در زمان بين دو كار ديگر ، زمان را بدست آوريد.
· در مكالمه ها با سماجت به مطالب اصلي بپردازيد.
· افراد پرگو را با گفتن اين عبارت متوقف كنيد«من چه كار مي توانم براي شما انجام دهم؟ »
شايد اين سخن«پيتر دراكر» Peter Drucker را بارها شنيده باشيد كه؛ انجام دادن كار صحيح مهم تر از صحيح انجام دادن كار است. بنابراين همواره در نظر داشته باشيد كه اگر كار اشتباهي را خوب انجام دهيد از زمان خود به طور مؤثر استفاده نكرده ايد.
گروه آموزشي مديران دوره ي ابتدايي استان اصفهان
بهمن ماه 1384
منابع:
1- روش ،ر. مديريت زمان . ترجمه ي شيرازي منش ، م و ديگران . 1382 . نشر رسا.
2- سيورت ، ل. مديريت و برنامه ريزي وقت. ترجمه ي هاشمي ، م . 1379 . اصفهان : نشر غزل.
3- صادقي ، ع و ديگران . 1383 . دست يابي به مديريت زمان موفق . رشت : نشر حق شناس
4- in fo @ ayandehnegar.org @ Ayandehnegar 1995 . Iranian Futurist.htm.January 2006
بااجازه مافوقترین نیروی قدرت و عظمت
یک محیط سعادت درخشنده وحدت نوین جهانی
رهنمون حشمت الله دولتشاهی
کتاب گلهای راهنمایی جلد دوم
آشنایی به" علوم ماوراء"
آنانکه بصیر و با صفا گردیدند ورزنده به علم ماوراء گردیدند
آگاه شده زقهر و زشت و زیبا رخشنده از انوار خدا گردیدند
حواس انسان
هر چند افرادی که جز به مادیات و علوم مادی آشنا نیستند شاید نتوانند این حقیقت را باور بدارند لیکن مسلم است که در بشر حواسی وجود دارد که بغیر از حواس ظاهری است و این حواس جزء حواس 21 گانه ایست که در کتاب مکانیسم آفرینش مختصری در بارة آن شرح داده ام.(به مقاله حواس مراجعه فرمایید)
حواس مزبور حس الهام و روشن بینی است که مظاهر آن در زندگی اکثر اشخاص اتفاق افتاده است. خود شما ممکن است در زندگی حوادثی از آن را دیده یا از خویشان و نزدیکان و دوستان خود شنیده باشید. بارها اتفاق افتاده است پدر یا مادری در اثر نگرانی و به اصطلاح «دل شوره» قبلاً از حادثه ای که برای فرزندشان در نقطه ای دور، اتفاق افتاده مطلع گردیده اند. بارها دوستی مرگ یک دوست را که در اثر سانحه یا جنایتی پیش آمده از فاصلة دور دیده یا احساس نموده است. رؤیاهای دیده شده در عالم خواب نیز قسمتی از تجلیات این حالات است.
بسیار اتفاق می افتد
در جراید خبری و مجلات و برخی کتابهای روحی جهان نظیر این چنین وقایع بسیار نقل شده است. اشخاصی که در خواب قبلاً واقعه ای را دیده و بعد عین آن بر ایشان اتفاق افتاده یا بوسیلة الهام و روشن بینی وقایع را احساس نموده اند به علت شوق و شگفتی که از این حادثه به آنها دست داده آن را دهان به دهان نقل می کنند که گاهی دامنة آن به جراید و خبرگزاریها می رسد .
علوم روحی
خوشبختانه امروز علوم هیپنوتیسم و مانیتیسم و رابطة با در گذشتگان و علم الروح تجربی و نیروی انتقال فکر یا تلپاتی و امثال این قبیل علوم در مغرب زمین بسیار متداول گردیده و در بارة آن کتابهای بسیار نوشته و مجلات متعدد انتشار می دهند و صدها هزار نفر جداً در این علوم وارد شده و برخی از رشته های آن یعنی هیپنوتیسم و مانیتیسم را تا حدی در علم طب داخل کرده و از آن برای معالجه و بیهوشی استفاده می کنند و بقدری شایع گردیده که هر فرد با سوادی که با مطبوعات آشنا است کم و بیش از آن آگاه است. این مطلب دلیل آشکار نسبت به موضوعی است که مورد بحث ما است .
تمرین و تقویت حواس
نکتة مهمی که باید متوجه بود این است که حواس انسان با توجه به سرشت و سرنوشت در اثر تمرین و توجه تقویت می گردد. کسانی که این رشته از حواسشان از بدو تولد قوی است یعنی استعداد طبیعی برای این کار دارند چون متوجه آن نیستند و موقعیت بکار بردن حواس برای آنها پیش نیامده و مصرفی برای آن تصور نمی کنند قدرتشان همچنان در بوتة اجمال مانده است. در حالی که وجود این حواس به قدری در زندگی سودهای خاص خود را دارد که اگر بر طبق روش صحیحی در مدارس از همان اوان کودکی اطفال را متوجه وجود این حواس و سود آن سازند و تعلیماتی برای تمرین و تقویت آن مقرر دارند و آنها که صاحب استعداد در فن هستند در این رشته قوی شوند، آن وقت دنیا متوجه خواهد شد که از این نیروئی که یزدان توانا در بشر آفریده و بالقوه در او موجود است و از آن بهرة کافی حاصل نگردیده، چه منافعی بدست خواهد آمد .
ماوراءالطبیعه نداریم
در هر حال علومی که خارج از دایرة پنج حس ظاهری و معمولة بشر می باشد و افراد بشر با آن آشنا نیستند، علوم ماوراءالطبیعه، نامیده شده اند در صورتی که این لفظ غلط است و ماورائی وجود ندارد زیرا آنچه در عالم وجود هست طبیعت است منتها قسمتی از طبیعت را ما می توانیم ببینیم. حتی در مورد دیدنیها هم قدرت ما حدود دارد چنانکه اجسام بی نهایت ریز به چشم ما نمی آید تا این که میکروسکوپ اختراع شد و میکروبها را دیدند ولی هنوز ویروس دیده نشده بود بعداً با میکروسکوپ الکترونیکی ویروس هم دیده شد ولی هنوز اتم را با این میکروسکوپ هم ندیده اند. همین طور در مورد اجسام بی نهایت بزرگ مثل کرات بوسیلة اختراع تلسکوپ که از گالیله شروع شد کم کم توانستند کرات دیگر را ببینند و اختراع تلسکوپ روز به روز پیشرفت کرد. دیدنیهای بسیار هست که هنوز به آن دسترسی ندارند و رادیو تلسکوپ که بوسیلة امواج رادیوئی ما را از وجود عوالم دورتر آگاه می سازد، گواه این مطلب است.
جسم هم از چشم پنهان می شود
می گویم اشیائی در عالم هست که به علت لطافت و ظرافت فوق العاده، چشمان ما با وضع عادی قادر به دیدن آنها نیست مانند هوا که چشم ذرات آن را نمی بیند. اما همین هوا وقتی به صورت مایع در می آورند قابل رؤیت است. حقیقت دیگری را که روشن کننده این مطلب است به عنوان مثال ذکر می کنم. حتی اشیاء بزرگ را از مسافت دور با آن که زمین هم مسطح باشد با چشم ظاهری نمی توان دید هر چند که مادی است. یک مجسمه بزرگ مثل مجسمه رامسس دوم در مصر در بیابان مسطح وسیعی قرار دارد که وقتی در مقابل آن بایستیم عظمت آن طوری است که گردن انسان برای دیدن آن به عقب خم می شود .
حال از این مجسمه دور می شویم و کم کم به عقب می رویم. می بینیم که مجسمه رفته رفته در نظر ما کوچک و کوچک تر شد. هر چه از آن دورتر شویم کوچک تر می شود و ریزتر می گردد، پس از مدتی که کاملاً از آن دور شدیم بکلی از چشم ناپدید می شود .
مثل موجودات لطیف
عمل کوچک شدن این مجسمه مربوط به خودمجسمه نیست وحجم مجسمه کم نگردیده بلکه این چشم ماست که به علت دور شدن آنرا کوچک دیده است. این کوچک شدن تدریجی در واقع مثل لطیف شدن ذرات است که اگر به مقدار معینی ثقیل و متراکم باشند به چشم ما می آیند و هر چه لطیف تر و ریزتر شوند کم کم در دیدگان ما کوچکتر و کوچکتر به نظر می رسند تا جائی که بکلی محو می گردند. از لحاظ قوة دید ما هر دو مورد شبیه به هم است و البته این محدودیت مصلحتی دید ما است که اشیاء را چنین می بیند نه اینکه خود اشیاء خارج از طبیعت باشند.
ماوراءالطبیعه نیست
اینجا است که روشن می گردد همه چیز جزء طبیعت است و ماوراءالطبیعه در بین نیست و اینکه بشر ماوراءالطبیعه قائل است در اثر محدودیت قوة دید و فهم و درک او است. در مورد مثالی که بیان گردید آیا آن مجسمه که کم کم از نظر ما محو گردید از صورت مادی به صورت معنوی در آمد که از چشم غایب گردید؟ خیر، مجسمه مادی بود و مادی هم هست و خواهد بود ولی این چشم ماست که به علت ضعف در اثر دور شدن قدرت ادامة دید آنرا از دست داد. آیا این مجسمه نابود شده یا هست؟ می دانیم که مجسمه با همان قطر و حجم موجود است ولی دید چشم ما رسا نیست که آن را ببیند. پس ذرات کوچک هم با همان قطر خود در همین جو اطراف ما وجود دارد که چشم ما قادر به دیدن آنها نیستند نه اینکه وجود ندارند. پس بطور قطع منکر این گونه امور نباید بود. در مورد اجسام لطیف هم وضع همین طور است و ندیدن آنها به خاطر این نیست که معنوی یا در ملک یا قلمرو ماوراءالطبیعه هستند بلکه این محدودیت چشم ما است که نمی تواند آنها را ببیند و لذا نام ماوراءالطبیعه به آنها داده است.
درجات دارد
حال می گویم قدرت دید اشخاص نسبت به همین مطلب با هم تفاوت دارد مثل اینکه همة قوای مختلف مردمان در همه چیز دارای درجات و تفاوتهایی است. مثلاً در آن موقعی که در اثر دور شدن از مجسمه، چشم یک نفر دیگر، قدرت دید مجسمه را ندارد و بکلی از نظرش محو گردیده است، شخص دیگری هست که آن مجسمه را بطور واضح و قابل تشخیص می بیند و فرد دیگر آن را بزرگتر و کس دیگر کوچکتر می نگرد. به همین نحو به درجات هر کسی نوعی مشاهده می کند. این مطلب در همة امور صادق است و این که می گوییم حس روشن بینی در برخی کسان قویتر است و بهتر می توانند به امور ظاهراً مخفی آگاهی یابند به همین دلیل است. چنین اشخاص که استعداد قوی دارند با تمرین بسیار قویتر می شوند و کسانی که به طور طبیعی و فطری در این قسمت ضعیفند در اثر تمرین با همان نسبت نیرومندتر خواهند گردید.
غایب و مخفی یعنی چه
در بالا گفته شد که شخص مستعد چیزی را که ظاهراً مخفی است می بیند. این در واقع همان غایب است که می گویند برخی اشخاص قدرت دید غیب و غایب را دارند یعنی اگر کسی مدعی گردد که غایب را می بیند منظورش
یک چنین مخفی ظاهری است نه اینکه چیزی را که وجود ندارد دیده است.
مدعیان و منکران
عده ای افراد در مسافت خیلی دور از آن مجسمة بزرگ ایستاده اند. چند نفر از آنها به علت دوری چشمشان یارای دیدن مجسمه را ندارد و چند نفری هم که چشمشان قویتر است آن مجسمه را به اندازه های کم و بیش ملاحظه می کنند. آن کسان که مجسمه را می بینند، به آن ایمان دارند. لیکن آنهائی که چشمشان قدرت دیدن آنرا ندارد می گویند دروغ است و چنین چیزی وجود ندارد. هر چند که آن مشاهده کنندگان اصرار کنند برخی از آنها باور ندارند.
تمرین و مجهز کردن چشم
تنها راه برای این که منکران باور نمایند این است که چشم خود را مجهز کنند با تمرین های مناسب انجام دهند تا خودشان هم تا حدودی به آن کسان که قوی هستند و می بینند نزدیک شوند ولی باید دانست که این عمل مشکل است زیرا مکانیسم و قوای اشخاص با یکدیگر تفاوت دارد.
این است علت انکار
آن کسی که نمی بیند تقصیری هم ندارد ، دلش می خواهد حرف کسی را که مدعی دیدن است باور کند و میل دارد تمرین نماید ولی چون تمرین مشکل است و شاید بزودی موفق نشود . این انکار تا مدتی باقی می ماند .
تمرین مغناطیسی
یکی از تمرین ها برای مجهز شدن همانا خواب مصنوعی است که این عمل را انجام می دهد. وقتی کسی به خواب مصنوعی می رود چون در اثر خواب روشن بینی و وجدان باطنی او در مسیرهای معینی اضافه می شود حکم همان مجهز شدن چشم را دارد و مخلوقاتی را که در حالت عادی نمی دید اکنون به چشم او می آید و آسانترین راه آن همین است. مجهز کردن قوا و چشم خود شخص هم همین حال را دارد و در اثر تمرین و مداومت و توجه و استقامت و پیگیری می توان تا حدودی به این قسمت آشنا گردید .
نصحیت و اندرز
در طی این مقاله روشن گردید برای قوای روشن بینی اشخاص درجاتی وجود دارد که آنرا معین کردم. پس فرزندان عزیز اینها حقیقتی است که بطور روشن و واضح بیان شده و منکر حقیقت نمی توان گردید. آیا اگر کسی چیزی را دید و من و شما و عده ای آنرا ندیدند دلیل بر آن است که آن شیئی وجود ندارد؟ خیر وجود دارد ولی عده ای به علت نداشتن وسائل و قوا و تمرینات کافی آنرا ندیده اند و عده ای هم هستند که قوة دیدن و درک آنرا ندارند .
ماوراء حواس ظاهری ما
بنابراین در ماوراء این دیدنیها و شنیدنیهای عالم چیزهائی هست که بشر هنوز ندیده و نمی داند. اگر ماوراءالطبیعه را به معنی اینگونه (ماوراء) یعنی ماوراء معلومات و مشاهدات فعلی بشر بنگریم درست است ولی اگر آنرا به معنی چیزی در پشت طبیعت و خارج از آن معنی نمائیم غلط است زیرا هر چه هست در زیر و رو و پشت و بالا و غیره ( این لغات نسبی و وابسته به موقعیت مشاهده کننده است و حقیقت ندارد) همة آنها طبیعت است و چیزی از آن خارج نمی باشد .
بعد و بی بعدی یعنی چه
یکرنگی در همه جا
مغز بشر که در محفظه ای معین و محدود قرار دارد ذرة بسیار بسیار ناچیزی از قدرت عالم است که اگر در مقام حساب و مقایسه با عالم لایتناهی بدان بنگریم شاید بتوان گفت آن ذره که در حساب ناید همان است. اما چگونه می شود که این مغز با تمام کوچکی ظاهری خود می تواند پی به عظمت و وسعت عالم لایتناهی ببرید؟ علت همان وحدت است که در عالم نقشه واحد، طرح واحد، نمونه واحد و قدرت واحد وجود دارد و وقتی که بشر با همین قوة فکری خود به نمونة این طرح و نیرو پی برد در حکم آن است که به همة آن پی برده است.
مثال برق
برای مثال برق را ذکر می کنم. ما می بینیم که در اثر پیدایش عواملی در جو فعل و انفعالاتی بوجود می آید و برق در آسمان تجلی می کند. اولاً این نکته بر ما روشن است که این برق از هیچ بوجود نیامده بلکه در جو از آن به مقدار معین موجود است، منتها عوامل و وسایلی نبود که به نظر انسان برسد و وقتی عوامل پیدا شد انسان توانست آن برق را مشاهده کند. به علاوه می دانیم که برق منحصر به همین محلی که اکنون هستیم نیست. بلکه اگر فی المثل به هلند هم سفر کنیم یا به استرالیا و زلاند نو برویم یا به ژاپن رحل اقامت افکنیم باز هم همین برق زدن را می بینیم و بر ما مسلم می شود که تفاوت در برق نبود و همه جا از آن وجود داشت و این ما بودیم که نمی توانستیم بدون فراهم شدن عوامل و وسایل آنرا بنگریم.
بعد در بین نیست
پس اگر درست بیندیشیم می بینیم این برق بعدی ندارد و مسافتی برای آن نیست چنانکه در ایران در اروپا ، در آمریکا و در هر کجای کرة زمین برق همان برق بود و جزئی تفاوتی نداشت و این ما بودیم که به علت محدودیت جسم احتیاج به مسافرت یعنی طی بعد و مسافت داشتیم و خو دبرق بعدی ندارد و همانست که هست و هیچ گونه تفاوتی در آن نیست و در هر کجا که موجبات فراهم گردد برق خود را ظاهر و مرئی می سازد. برقی که در قارة استرالیا می زند با برقی که در قارة آسیا تجلی می کند هر دو یکی است و هیچ بعد و مسافتی برای آن مطرح نیست.
کمک تفکر
تا آنجا که مشاهدات و وسائل بشر امکان به او می دهد خواهد دید که در این برق تفاوتی نبوده و نیست و نخواهد بود و اینها تغییر ناپذیرند. معنی واقعی لن تجد لسنه الله تحویلا یا تبدیلا - در سنت های الهی تغییر و تحویلی نیست همین است. حال فرض کنید بشر وسائلی بدست آورد و مثل اقدامات اخیر فضائی به ماوراء جو سفر نمود و بکرات دیگر رفت، خواهد دید که همین برق در همه جای عالم لایتناهی هست منتها هر جا بر حسب مقتضیات عوامل به صورت و شکلی خاص است.
اگر بر حسب مقتضیات تفاوت عامل و عناصر جزئی تفاوتی در آن مشاهده شد دلیل نفی اصل موضوع نیست. اما این که قوای بشر محدود است و قوة متفکرة او نیز حدودی دارد می تواند دنبالة رشته فکر را بگیرد و آنرا یک خط نامحدودی تصور کند که به دنبال آن برود، پیش بتازد جلو رود و حرکت کند و همچنان این حرکت را ادامه دهد. باز هم خواهد دید که آنچه دیده همان است یعنی نمونه هائی که درک کرده همانها به مقدار بی نهایت در عالم وجود دارد و می فهمد که از نمونة این مشتی که دیده خروارها را هم می تواند ببیند و تفاوتی در اصل در بین نیست.
نسبت فهم عالم لایتناهی
به این ترتیب است که عالم لایتناهی درک می گردد یعنی وقتی فهمیدیم حقایق در همه جا همانطور که درک کرده ایم وجود دارد و به هر کجا برویم بقول ضرب المثل آسمان همین رنگ است این نکته بر ما روشن می گردد که بعد و مسافتی در بین نیست زیرا عالم لایتناهی و همه جای آن پر از قوائی است که ما با فکر محدود خود آنرا شناختیم. برق را به عنوان مثال گفتیم. همه چیز را می توان این طور شناخت و دید. حیات، روح، قدرت، نیرو، نور و هر چه هست عالم از آن مالامال است و هیچ حدود و ثغوری برای قلمرو و تسلط آنها نیست و به هر اندازه که قدرت فهم و دید و مشاهده ما اضافه شود از همان نمونه ها منتها به مقدار بیشتر دیده می شود. به همین جهت است که عناصر کرات بهم شبیه است و سنگهائی که از کرة ماه آورده اند دارای همان عناصر زمینی است منتها با ترکیب متفاوت .
روزنامه اطلاعات پنجشنبه 7 آبانماه1349 شماره13332
70عنصر شیمیائی در خاک ماه
مسکو- خبرگزاری فرانسه - « الکساندر وینو گرادف » معاون آکادمی علوم شوروی در یک مصاحبه مطبوعاتی دربارة نتیجه آزمایش سنگریزه ها و خاکی که سفینة خودکار «لونا 16» از کره ماه به زمین آورده است توضیحاتی داد و گفت که ایستگاه خودکار جمعاً یکصدم گرم از نمونة سنگ ریزه و خاک کره ماه را همراه آورده بود که از جنبه های علمی در آزمایشگاههای شوروی مورد بررسی دانشمندان قرار گرفته است. رنگ سنگ ریزه های ماه خاکستری است ولی بر اثر کمی یا زیادی نور تغییر رنگ می دهد. وی گفت در نتیجة بررسی خاک کرة ماه وجود هفتاد عنصر شیمیائی در نمونه های خاک و سنگ های ماه ثابت شده است.
خداشناسی و خدابینی
حال که همة قوا و نیروها و نورهای عالم این طور است و همه جا از آن گسترده شده و پر و مملو است و خلافی موجود نیست پس مسئلة بعد از بین می رود و می فهمیم که بعد در اثر محدودیت قوای بشری است که برای فهم و مشاهده ناچار به طی مسافت و سفر و تکمیل آلات و روش مشاهداتی است. عالم یک است و وحدت است و همه جای آن در حکم همه جای دیگر می باشد. اینجاست که خداشناسی بلکه خدابینی حاصل می گردد زیرا اگر یزدان و نیروی لایزال آنرا در یک گوشه از همین زمین در قلمرو مشاهدات خود دیدیم، اگر قدرت او را در تجلی مخلوقات مشاهده کردیم بسی روشن و واضح است که مثل همان برق، همان نور که نمونة آنرا دیده بودیم در حکم آن است که همه آنرا دیده ایم. پس بشر محدود ظاهراً کوچک با مغز محدود خویش می تواند یزدان را با تمام عظمت و قدرت بنگرد و بشناسد. این است درسی از خداشناسی.
کسب علوم روشن بینی
توسعه دانش با حواس
کسب علوم معنوی که مربوط به حواس الهام و روشن بینی است از لحاظ معنی و توجیهی که دربارة ماوراء کردیم و آنرا علوم ماوراء نام نهادیم درجات دارد و هر چه بیشتر در این زمینه زحمت و ورزش و تمرین انجام شود موفقیت بیشتر است.
فهم وحدت
کسانی که دارای استعداد طبیعی در این قسمت بوده و ضمناً روش خود را در کلیة امور مشاهده و دقت و موشکافی و تمرینات فکری کنند و سعی نمایند به باطن و علل امور دسترسی یابند و ضمناً با اتخاذ روشهای نیکو و اخلاق پاکیزه صفای درون حاصل نمایند، قدرت و حواس خود را در علوم «ماوراء» کشف و درک کرده به تمرین و تقویت آن بپردازند و از این طریق در راه خداشناسی پیش بروند کم کم ابواب معرفت بر آنها گشاده می شود و حقایق عالم را می فهمند و آگاه می شوند که اگر در دنیا قهر یا زشت یا زیبا وجود دارد روی چه حکمت و فلسفه ای است. این مردمان روشندل دیگر از وجود سوانح و اتفاقاتی از قبیل زلزله ها، طوفانها و پیش آمدهای ناگوار و یا وجود زشتی ظاهری و بدی نسبی ناراحت نشده از اسرار آن آگاه می شوند و بسی روشنیها از انوار الهی در عالم می بینند که اشخاص تمرین نکرده قادر به دیدن آن نیستند و همانطور که نور معمولی وقتی تجزیه شود و به صورت طیف درآید رنگهای متنوع پیدا می کند و علاوه بر سری رنگها (که آن را به نسبت رنگ اصلی نامیده اند) الوان مادون قرمز و ماوراء بنفش دارد که گاهی به تیرگی و سیاهی جلوه می کند. انوار پاک الهی هم وقتی در دنیا به صورت زندگی و حیات موجودات در می آید انواع رنگها را نشان می دهد که در ظاهر برخی از آنها تیره و تار و بعضی کمرنگ تر، بنفش، آبی و زرد روشن است. اما وقتی باز مجموع آنها را بهم ترکیب کنند همان نور درخشان سفید و یک وحدت کامل بین رنگها از آن بدست می آید. یعنی همان بود و همانست که هست.
استفاده از حواس باطنی
بنابراین روشندلانی که حقیقت را تا حدودی فهمیده اند مانند این است که مستقیماً مشمول اشعة نورانی یزدانی شده اند و از این اشعه روشن و ساطع گردیده اند. این است که در قیافة آنها نور مخصوص مشاهده می شود که آنرا به نور حق تعبیر می کنند و رسوم ملل بر این که اطراف سر مقدسین خود هاله ای از نور می کشند ناظر به این اصل بازر است که حقیقت آن همان سیاله ها و انوار کالریهاست که از بدن قوی آنها خارج می گردد. استفاده کنندگان از حواس الهام و روشن بینی ممکن است در دنیا بسیار باشند و همیشه هم بوده است و کاهنان مصر و ساحران سابق تاریخ که اعمالی خارق العاده از آنها صادر می شد و این همه بزرگان علوم روحی و غیبگویان که در تاریخ ملل از آنها یاد شده کسانی هستند که کم و بیش از این حواس استفاده کرده اند. امروز چون تا حدی بوجود منظم این رشته از استعداد، بشر پی برده و آن را به صورت دروس علمی در آورده اند افرادی که در ملل مختلف از آنها استفاده می کنند بسیارند حتی اشخاص زیادی هستند که از هیپنوتیسم و مانیتیسم و تلقین و القاء در حالت بیداری که آنرا به (چشم بندی) موسوم کرده اند و خواندن افکار بوسیلة تلپاتی دیدن و خواندن اوراق پنهانی استفاده کرده آنرا برای خود شغلی قرار داده اند و در تآترها و اماکن عمومی از آن بهره برداری می نمایند. در صورتی که این کار برخلاف است و کسی که دارای این استعداد می شود بایستی از به کار بردن آنها در طریق باطل خودداری کند .
روشنان عالم
همچنین افراد پیشرفته تری از آنها در هندوستان و جنوب شرقی آسیا وجود دارد که در سایة تمرین های بسیار شدید و تند که آن را ریاضت اسم گذاری کرده اند به موفقیتهای شگرف در این راه نائل گردیده اند چنان که اعمال مرتاضین و جوکیان هندی را کم و بیش شنیده اید که حتی مدت یک ماه خود را زیر خاک مدفون می کنند و زنده برمی خیزند. البته چون این کار به سلامت لطمه می زند و خلاف روش عادی زندگی است صحیح نمی باشد. از طرف دیگر تحصیل کنندگان این رشته به وسیلة تمرین های مدون منظم که در کتابها به ترتیب بیان گردیده در همه جای عالم بسیارند و به علت علاقه ای که عدة زیادی به این علوم نشان می دهند، تشکیل کلوپها و باشگاه ها می دهند، جراید و مجلات خاصی منتشر می نمایند و مطبوعات مختلفه انتشار می دهند و تعصب خاصی در این رشته دارند و برای آن تبلیغ می کنند.
روشن بینان یزدان شناس
اما باید دانست کسانی که در این رشته به درجات عالیه معنوی می رسند و یا به حقایق بزرگی که برای تمام بشریت مفید است رسیده اند هر چند که طریق و راه و وسیله نیل به این قسمت همان حواس است که گفته شد اما عوامل دیگر هم در این کار دخالت دارد که مهمترین آن خواست و ارادة مافوقترین نیروی نورالانوار قدرت و عظمت یعنی یزدان و اجازة او در این راه است و برای این که این موضوع عملی شود علاوه بر استعدادهای خاصی که در حواس این افراد موجود است استعدادهای دیگری هم باید در آنها باشد و سرنوشت آنها چنین ایجاب می کند و زمینه هائی در آنها قرار داده شده که فعلاً جای بحث آن نیست و همین قدر خلاصه می گویم که پروردگار عالمیان طبق قانون سرنوشت، هر کسی را برای کاری مخصوص آماده ساخته که به دنبال آن می رود. مغز و فکرشان برای همین خلق شده است.
تذکر:
باید دانست که آشنایی به این قبیل علوم علاوه بر استعداد و شایستگی احتیاج به تمرین ها و شرایط خاصی دارد که در این مختصر نمی توان شرح داد و کتابی مفصل بنام «کتاب روحی» در سه جلد نوشته شده که در نظر است چاپ و منتشر گردد.
چگونگی ثبت اختراع
۱ - برای ثبت اختراع به کجا مراجعه کنیم؟
برای ثبت اختراع باید به اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی واقع در تهران، خیابان میرداماد، تقاطع بزرگراه مدرس- میرداماد، مراجعه شود.
۲- آیا به جز تهران ثبت اختراع در جای دیگری صورت میگیرد؟
خیر، در حال حاضر ثبت اختراع فقط در تهران و در اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی انجام میگیرد.
3) چه نوع اختراعاتی قابل ثبتاند؟
اختراعاتی قابل ثبتاند که جدید بوده و حاوی گامی ابتکاری و دارای کاربرد صنعتی باشند.
4) چه نوع اختراعاتی از حیطه حمایت از اختراع خارج خواهند بود؟
موارد زیر از حیطه حمایت از اختراع خارجاند: 1) کشفیات، نظریههای علمی و روشها ریاضی 2) طرحها و قواعد یا روشهای انجام کار تجارت و آنچه برای فعالیتهای صرفاً فکری یا بازی کردن میباشند. 3) روش معالجه بدن انسان یا حیوان از طریق درمان یا جراحی و همچنین روشهای تشخیص بیماریها که روی بدن انسان یا حیوان انجام میگیرند.
5) برای ثبت اختراع چه مدارکی لازم است؟
برای ثبت اختراع باید مدارک زیر تکمیل و به اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی تحویل گردد:
• اظهارنامه ثبت اختراع در 3 نسخه: اظهارنامـه ثبت اختـراع فـرم مخصوصـی است که جزء اوراق بهادار میباشد و متقاضی میبایستی از واحد گردش اوراق بهادار مستقر در اداره کـل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی آن را تهیه و نسبت به تکمیل و امضاء آن اقدام نماید (نمونهای از این فرم در انتهای پرسش و پاسخ آمده است)
• توصیف مشروح اختراع در 3 نسخه: اختراع مورد ادعای مختـرع بـاید به طور کـامل شرح داده شود. در شرح اختراع باید تمام جنبههای اختراع ادعایی به طور واضح بیان گردد. در تهیه شرح اختراع از کاغذای A4 استفاده شود.
• نقشههای اختراع در 3 نسخه: نقشه کامل اختراع باید با مرکب و از روی مقیـاس متـری تهیه و ذیل نقشهها را متقاضی یا وکیل او امضاء نمایند. نقشههای اختراع باید روی کاغذ 34 سانتیمتـر طـول و 22 سانتیمتـر عـرض رسـم گردند و فقط از یک روی کاغذ استفاده شود.
• ادعا در 3 نسخه: اینکه اختراع با ارائه راهحل عملی چه مشکلی را حـل مـیکنـد و چه مزایایـی دارد و اطلاعاتـی کـه میزان حمایت ناشی از حق ثبت را مشخص نماید.
• فتوکپی شناسنامه مخترع یا مخترعین
• قبض رسید بانکی حقالثبت اظهارنامه تقاضای ثبت اختراع
6) آیا برای ثبت اختراع حتماً باید خود مخترع اقدام نماید؟
خیر، تقاضای ثبت اختراع میتواند توسط وکیل متقاضی انجام شود. در این صورت تقاضانامه باید همراه اصل وکالتنامه با رونوشت یا فتوکپی برابر اصل شده ضمیمه اظهارنامه شود.
7) سیستم ثبت اختراع در کشور ما چگونه است؟
سیستم ثبت اختراع در کشور ما، سیستم اعلامی است. بر اساس این سیستم، ثبت اختراع طبق ادعای مخترع صورت میگیرد. یعنی ادعای مخترع مقرون به صحت تلقی شده و به شرط عدم سابقه ثبت، ادعای مخترع (با رعایت اینکه اختراع در حیطه حمایت ثبت قرار دارد یا خیر/ بند 4 پرسش و پاسخ) به ثبت میرسد.
8) اعتبار ورقه (سند) اختراع چند سال است؟
در حقوق ایران مدت اعتبار ورقه ثبت اختراع به تقاضای مخترع 5 یا 10 یا 15 و یا منتهی به 20 سال خواهد بود که باید صراحتاً در ورقه ثبت اختراع قید شود.
9) در صورت قبول یا رد اختراع چه اقداماتی انجام میگیرد؟
• در صورت قبول اختراع مراتب ثبت اختراع به صورت آگهی تهیه شده و جهت درج در روزنامه رسمی کشور تحویل متقاضی یا وکیل او میگردد. پس از درج در روزنامه رسمی یک نسخه از روزنامه به اداره مالکیت صنعتی ارائه و گواهینامه ثبت اختراع توسط اداره مزبور کامل شده و یک نسخه از توصیف، ادعا و نقشه اختراع ضمیمه و قیطانکشی شده با امضاء مدیر کل و ممهور به مهر اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی تسلیم متقاضی یا وکیل قانونی او میشود.
• در صورت رد اختراع، کتباً (برگ اخطار اداری) به متقاضی یا وکیل قانونی او ابلاغ میگردد. در این صورت متقاضی یا وکیل قانونی او میتواند، ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ رد اظهارنامه نسبت به تقدیم دادخواست و شکایت از تصمیم اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی به مراجع ذیصلاح قضایی مستقر در تهران اقدام نماید. چنانچه در مدت 10 روز از تاریخ ابلاغ تصمیم اداره مالکیت صنعتی نسبت به تقدیم دادخواست اقدام نشود، دیگر ادعا در مراجع ذیصلاح قضایی مسموع نخواهد بود.
10) ارزیابی و تأیید علمی اختراع چیست و مرجع قانونی آن کجاست؟
منظور از ارزیابی و تأیید علمی اختراع جستجو و بررسی علمی سند اختراع توسط متخصصین مربوطه با استفاده از تجارب علمی، مشاورهها و بانکهای اطلاعاتی داخلی و خارجی است و طبق قانون این ارزیابی توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و از طریق مراکز علمی، تحقیقاتی کشور صورت میگیرد.
11) آیا ارزیابی و تأیید علمی اختراع اجباری است؟
خیر، اختیاری است. تقاضا برای ارزیابی و تأیید علمی اختراع هم میتواند از طریق شخص متقاضی و هم از طریق اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی صورت گیرد.
12) آیا ارزیابی و تأیید علمی اختراع هزینهای دربر دارد؟
در حال حاضر خیر.
13) آیا برای ارزیابی و تأیید اختراع شرایط خاصی وجود دارد؟
برای پذیرش تقاضای ارزیابی و تأیید علمی اختراع شرایط زیر ضروری است:
1-13) ثبت اولیه اختراع در مراجع حقوقی (اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی) و ارائه ورقه ثبت
2-13) ارائه تقاضای ارزیابی و تأیید علمی اختراع، همراه با مدارک کامل و مستند اختراع ثبت شده
3-13) ارزیابی و تأیید علمی اختراع بیش از 2 بار انجام نخواهد گرفت (بدین معنی که در صورت رد اعتبار علمی اختراع متقاضی تنها یکبار دیگر ارزیابی علمی آن توسط مرجع دیگری غیر از مرجع بررسی کننده اولیه، امکانپذیر است).
14) برای درخواست ارزیابی و تأیید علمی اختراع به کجا باید مراجعه کرد؟
برای درخواست ارزیابی و تأیید علمی اختراع لازم است که به ”اداره کل امور نوآوران و ارزشیابی فناوری“ واقع در تهران، خیابان انقلاب، میدان فردوسی، خیابان فرصت جنوبی، شماره 71، طبقه پنجم مراجعه شود. علاوه بر اداره کل امور نوآوران و ارزشیابی فناوری برای ارزیابی و تأیید علمی اختراع میتوان به مراجع منطقهای زیر نیز مراجعه کرد.
1) تهران بزرگ: سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، دانشگاه تهران (واحدهای IP)
2) مرجع منطقهای مرکزی کشور، اصفهان، دانشگاه صنعتی اصفهان (واحد IP)
3) مرجع منطقهای جنوب کشور، شیراز، دانشگاه شیراز (واحد IP)
4) مرجع منطقهای شرق کشور، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد (واحدIP )
5) مرجع منطقهای شمالغربی کشور، تبریز، دانشگاه تبریز (واحد IP)
15) برای درخواست حمایت از تکمیل اختراع و تجاری کردن اختراع به کجا میتوان مراجعه کرد؟
برای درخواست حمایت از تکمیل اختراع میتوان مستقیماً به ”مراکز رشد“ و برای تجاری کردن اختراع مستقیماً به ”پارکهای فناوری“ مراجعه کرد. علاوه بر موارد فوق، کلیه مراجع منطقهای (مراجع مندرج در بند 14) و اداره کل امور نوآوران و ارزشیابی فناوری آماده راهنمایی و معرفی متقاضیان به مراکز رشد و پارکهای فناوری و دیگر نهادها و سازمانهای حمایت کننده از نوآوران، هستند. نشانی، تلفن و نمابر کلیه مراکز رشد و پارکهای فناوری را میتوان از اداره کل امور نوآوران و ارزشیابی فناوری دریافت کرد.
16) آیا برای ثبت اختراع در خارج از کشور حمایت مالی صورت میگیرد؟
بله، مخترعینی که اختراعات آنها واجد شرایط زیر باشند میتوانند از حمایت مالی ثبت در خارج از کشور به میزان 50 درصد کل هزینه برخوردار شوند.
1-16) اختراع آنها در داخل کشور (اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی) به ثبت رسیده باشد.
2-16) ارزیابی و تأیید علمی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (از طریق اداره کل امور نوآوران و ارزشیابی فناوری و یا مراجع منطقهای مندرج در بند 14) دریافت کرده باشند.
3-16) وکیل قانونی خود را انتخاب و معرفی کرده باشند.
4-16) برای اختراع خود طرح کسب و کار (Business plan) تهیه کرده باشند.
5-16) فرمهای مربوط به WPIS را تکمیل کرده باشد.
6-16) مجوز حمایت مالی را از ”کمیته تخصصی ثبت اختراعات در خارج“ کسب کرده باشند.
برای آگاهی بیشتر از نحوه ثبت اختراعات در خارج از کشور و برخورداری از حمایت مالی، به دستورالعمل تهیه شده در این زمینه در اداره کل امور نوآوران و ارزشیابی فناوری مراجعه شود.
17) برای دریافت اطلاعات بیشتر در همه موارد یاد شده بالا (16 پرسش و پاسخ) میتوانید
به اداره کل امور نوآوران و ارزشیابی فناوری واقع در تهران، خیابان انقلاب، میدان فردوسی، خیابان فرصت جنوبی، شماره 71، طبقه پنجم مراجعه فرمائید.
تلفن: 8318999 و نمابر: 8318999
ثبت اختراع به بیان دیگر:
متقاضیان ثبت اختراع در کشور جمهوری اسلامی ایران باید به اداره مالکیت صنعتی واقع در تهران- خیابان قائم مقام فراهانی- بالاتر از خیابان شهید مطهری-پلاک 222 مراجعه و نسبت به تشکیل پرونده اقدام نمایند. هر شخصیت حقیقی یا حقوقی که مدعی ابداع محصول صنعتی جدید باشد و یا وسیله جدیدی کشف نماید یا راه و روشی را برای بدست آوردن یک نتیجه یا محصول صنعتی کشف نماید، می تواند مورد اختراع خود را به ثبت رسانده و گواهی ثبت اختراع دریافت نماید.
در ایران ثبت اختراع به صورت اعلامی صورت می پذیرد. اعلامی بودن ثبت بدین معناست که اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی می تواند بدون بررسی طرح ارائه شده در خصوص جدید بودن اختراع آن را به ثبت برساند و تنها شرط آن این است که شخصی یا شرکتی قبلاً این مورد اختراع را در ایران به ثبت نرسانده باشد.
البته باید خاطر نشان کرد که گواهی ثبت اختراع در ایران به هیچ وجه برای قابل استفاده بودن و یا جدید بودن و یا حقیقی بودن اختراع سندیت ندارد.
مواردیکه را که در ایران نمی توان به ثبت رساند عبارتند از:
1-نقشه های مالی 2 - اختراعاتی که مخالف نظام عمومی و برخلاف عفت عمومی باشد 3- فرمول و ترکیبات دارویی
در کلیه مراحل ثبت اختراع در ایران حضور خود شخص متقاضی الزامی نمی باشد، بلکه وکیل قانونی او نیز می تواند مدارک لازم را تهیه و تکمیل نماید. در این صورت باید تقاضانامه همراه با اصل وکالتنامه با رونوشت یا فتوکپی برابر اصل شده ضمیمه اظهار نامه گردد.
متقاضی ثبت اختراع در ایران باید مدارک ذیل را جهت تشکیل پرونده ارایه کند:
1) فرم های مربوط به ثبت اختراع (اظهارنامه): این فرمها که در اصطلاح ثبت اظهارنامه خوانده می شوند جزو اوراق بهادار کشور می باشند. متقاضی ثبت اختراع این فرمها را از واحد گردش اوراق بهادار مستقر در اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی در سه نسخه تهیه و آن را تکمیل و امضا می نماید. این فرمها باید به زبان فارسی تهیه و تنظیم شوند در شرایطی که متقاضی نتواند فرمها را به زبان فارسی برگرداند باید متن کامل آن را به زبان انگیسی یا فرانسه تهیه و خلاصه ای از طرح را به زبان فارسی تهیه نماید. از آنجاییکه فرمهای اظهارنامه محل کافی برای درج کلیه موارد خواسته شده را ندارد لذا مراتب بصورت ضمیمه به اظهارنامه الصاق می گردد.
2) شرح فنی اختراع - توصیف اختراع: متقاضی ثبت در ایران باید مورد اختراع خود را در برگه های A4بطور کامل و با ذکر تمامی جوانب شرح دهد و سپس آن را در سه نسخه تهیه و ضمیمه اظهارنامه نماید.
3) نقشه های اختراع: هدف از تهیه این نقشه ها این است که شرح فنی اختراع یا توصیف اختراع بیشتر قابل فهم باشد. از نقشه، سه نسخه تهیه و ضمیمه اظهارنامه می گردد. در ترسیم نقشه ها باید نکات ذیل رعایت شود:
• نقشه ها باید با مرکب و از روی مقایس متری کشیده شود.
• متقاضی ثبت اختراع یا وکیل قانونی او باید ذیل نقشه ها را امضا نماید.
• نقشه ها باید در کاغذهای 34 سانتیمتر طول و 22 سانتیمتر عرض تهیه شود.
• در کشیدن نقشه ها باید فقط از یک روی کاغذ استفاده شود.
4. ادعای مخترع: در این قسمت متقاضی ثبت اختراع توضیحاتی در رابطه با چگونگی اختراع خود بیان می نماید. یعنی اینکه اختراع انجام شده چه مشکلی را حل می نماید و چه را ه حل جدیدی را ارائه می نماید. در این قسمت متقاضی باید سه شرط ثبت اختراع یعنی جدید بودن، ابتکاری بودن و صنعتی بودن مورد اختراع خود را بطور کامل توضیح دهد و همچنین میزان حمایت ناشی از حق ثبت اخترا ع را مشخص نماید. ادعای مخترع باید در سه نسخه تهیه و به امضای خود شخص یا وکیل قانونی او برسد و ضمیمه اظهارنامه شود
5) فتوکپی شناسنامه مخترع یا مخترعین
6) قبض صندوق اداره کل ثبت شرکت ها و مالکیت صنعتی حاکی از پرداخت وجوه لازم
اما در مورد حمایت از مخترعین، سازمان صنایع و معادن به منظور حمایت از مخترعین ، ساز و کارهای خوبی را فراهم تموده است که با مراجعه به سازمان یا ادارات مرتبط، میتوانید از کم و کیف آن مطلع شوید .
اما ثبت اختراع در كشور ما در چه جایگاهی است؟
قانون ثبت علائم تجاری و اختراعات ایران درسال 1310 به تصویب رسیده است. این قانون علیرغم ضعفهایی كه دارد، نشان دهنده قدمت و كهن سالی این مقوله در ایران است. اما در تمام سالهای گذشته، این قانون نتوانسته است هیچ كدام از دو فایده فوقالذكر را برای كشور ما به همراه داشته باشد. ثبت اختراع در ایران تنها با دید شهرت علمی برای مخترع نگریسته شده است، لذا نه حمایت قانونی از حقوق مخترع و جلوگیری از استفاده غیرمجاز از اختراع او مورد توجه قرار گرفته است، نه اختراعات ثبت شده كمك چندانی به رشد و توسعه صنایع كردهاند.
علاوه بر این، آموزش مفهوم ثبت اختراع نیز ضعیف بوده است، به گونهای كه بسیاری از مدیران، كارشناسان و پژوهشگران، حتی آشنایی مقدماتی با این مقوله ندارند و شاید برخی از فناوریهایی كه لیسانس آنها در قبال پرداخت هزینههای گزاف از دیگر كشورها خریداری میشود، عملاً دوره حمایت قانونی را سپری كرده و استفاده تجاری از آنها با همان اطلاعات افشا شده حین ثبت، و البته بدون نیاز به پرداخت هر گونه هزینهای امكانپذیر باشد.
لذا در كل چنین به نظر میرسد كه مقوله كهنسال ثبت اختراع در ایران هنوز در مراحل جنینی است و شاید نیاز به انكوباتوری برای تولد آن باشد.
زمينه هاي بنيادي مديريت تحول
مقوله مديريت تحول هرچند که بخشي نو در رشته مديريت است، بااين حال در دودهه گذشته الگوها و روندهاي آن به شکل شتابنده اي با دگرگوني هاي اساسي روبرو شده است. دهه1980 ميلادي را بويژه مي توان دوره نوآوري ها براي مديريت تحول دانست. در اين دوره نتايج بسياري از پژوهش هاي مديريت و نامرادي هايي که بسياري از سازمان هاي اقتصادي، توليدي، خدماتي و بطور کلي کسب و کار کشورهاي غربي در زمينه کارآيي و رقابت دنيايي تجربه کرده بودند، دست در دست هم زمينه را براي يک رنسانس تحول (تولد دوباره) در نحوه اداره سازمان ها و فعاليت ها آماده ساخت. اين دوره شاهد پديدارشدن روندهاي برجسته در زمينه هاي ساختاري و عملياتي بود. از يک سو الزام هاي محيط نوين کسب و کار همراه با رقابت هاي خردکننده و از سوي ديگر تحول سرسام آور تکنولوژي ارتباطات و کامپيوتر به ناچار مديريت را از روندهاي سنتي و متداول خود دور ساخت. همراه با تحول تکنولوژي، برجسته ترين دستاوردهاي درحال تکوين مديريت، نگرش کاملا نويني نسبت به عامل انساني و نقش وي در به ثمر رساندن هدف هاي سازماني و فعاليت هاي پيچيده آن و همين طور ورود پرهياهوي فرهنگ سازماني به قلمرو طراحي ها و برنامه ريزي هاي مديريت بويژه مديريت تحول است.
مديريت تحول نيروي انساني
در قرن اخير به منابع انساني به عنوان عنصري هوشمند توجه شده است که با مهارت و خلاقيت خود نقش اساسي در سيستم ايفا مي کند. نيروي انساني کارآمد در يک کشور جزو سرمايه هاي ارزشمند به شمار مي آيد. ايجاد انگيزه هاي کاري و بروز خلاقيت و نوآوري به شيوه مديريت بستگي دارد. بوجودآوردن محيط کاري مناسب، بهبود روابط انساني در محيط کار، کم شدن استرس ها، ارزش گذاري براي فکرها از شيوه هايي است که مديريت بايد اعمال کند. کشورهاي درحال توسعه ، ازجمله ايران، از دو منبع سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني، بهره بيشتري از سرمايه انساني دارند. و همين سرمايه است که مي تواند به عنوان پشتوانه حرکت هاي بزرگ اجتماعي قرن بيست ويکم قرار بگيرد. اين کشورها فرصت هاي پيشرفت بسياري را در قرن بيستم از دست دادند اما اقتصادداناني از جمله پروفسور «تئودور» و «شولتز» نشان دادند که بازده عناصر کيفي مختلف در تمامي کشورهاي کم درآمد در حال افزايش است و مطرح کردند که کليد تحليل رفتار انساني که نوع و ميزان کيفيت حاصل شده طي زمان را تعيين مي کند، بستگي به رابطه بين بازده کيفيت اضافي و هزينه صرف شده براي بدست آوردن آن دارد. در ايران اين هزينه بسيار بالاست و منابع انساني، جايگاه خود را در فرآيند توسعه پيدا نکرده است، در اينجا مسئله بسيار مهم بهره وري مطرح مي شود چون افزايش بهره وري متضمن رفاه عمومي، ارتقا» کيفيت کالا و خدمات، محور رقابت هاي جهاني، استفاده مطلوب از منابع و به عبارت ديگر مسير تعالي و توسعه جامعه است.
مديريت تحول و توسعه
کليد توسعه تکنولوژي در دست مديريت است. نقش مديريت در تغيير ساختار سازماني به منظور توسعه تکنولوژي حائز اهميت است. مديريت و رهبري هوشمندانه از گذشته دور اهميتي بنيادين در ساختار اقتصادي داشته است در کشورهاي در حال توسعه اصلي ترين مسئله در توسعه تکنولوژي مديريت است چراکه اصولا توسعه تکنولوژي معجزه نيست بلکه بستگي به شرايط محيطي و منابع و امکانات موجود دارد و مديريت با راهبري خود در استفاده از منابع موجود حداکثر استفاده را مي تواند فراهم کند. مديريت مانند ساير علوم کاربردي در سه بعد مطرح مي شود:
الف ) تحقيقات بنيادين (نظريه هاي مديريت براي توليد)
ب ) تحقيقات کاربردي (تجربه و آزمايش تئوري ها و جمع آوري و پردازش نتايج حاصله)
ج ) اجرا (بکارگيري مناسب ترين تئوري ها بااستفاده از تحقيقات کاربردي)
در کشورهاي پيشرفته اين سه بعد در ارتباط با يکديگر قرار دارند و پويايي مداوم در بکارگيري تئوري هاي مدرن به ارمغان مي آورد. در کشورهاي درحال توسعه ارتباط قوي و متوالي بين اين سه بعد وجود ندارد و هريک از ابعاد به طور جداگانه تغذيه مي شوند، در کشور ما نيز دانشگاه ها صرفا به آموزش تئوري هاي کلاسيک مديريتي اهتمام ورزيده، تحقيقات کاربردي عملا مشاهده نمي شود و سرانجام در امور اجرايي با انتقال سخت افزاري تکنولوژي صورت مي پذيرد و کمتر با نوآوري همراه است.
نقش مديريت در تحولات استراتژيک
مديريت بايد خود را در يک جريان برگشت ناپذير رشد، ملزم به اجراي اهداف سيستم کند، به نحوي که رشد و بهبود دستخوش نوسانات ناشي از ترديد نگردد. اين امر مستلزم تخمين دقيق رويدادها و تشخيص شاخص هاي اطمينان و عدم اطمينان است. مديران بايد رشد متعادل مداوم را به رشد و شکوفايي چشمگير اما کوتاه مدت ترجيح داده و برنامه ريزي پايدار را براي فعاليت ها مورد تاکيد قرار دهند. براي رساندن سيستم به تحول پايدار، مديريت سازمان به شناخت تمام نيروها و توانايي هاي موجود و آماده سازي آنها به منظور ادراک تحول و اقدام براي تحقق آن نياز دارد مجموعه اين نيروي ها و توانها آمادگي سيستم را در صحنه هاي گوناگون، خصوصا در موقعيت هاي رقابت آميز تامين مي کند. گاهي براي جبران پيامدهاي ناشي از خطا در تصميم گيري يا به منظور جابجائي هاي کلان در ابعاد فيزيکي يا تغييرات محتوايي، استراتژي حکم مي کند، روند رشد متوقف شود. ترک يا توقف يک برنامه به دلايل استراتژيک خودبخشي از روند تحول و بهبود است. از آنجا که شرايط محيطي عموما در حال تغيير است سازمان ها در موقع تهيه استراتژي مناسب و قابل انطباق، نيازمند تخمين و آزمون عوامل جزئي در هر حيطه و تهيه جدولي از نوسانات مربوط به آن هستند. از جمع بندي و خلاصه کردن نتايج بوسيله صاحبنظران، دورنمايي از نوسانات احتمالي براي تهيه استراتژي در دوره اي خاص به دست مي آيد و مديران مي توانند با دانش و آگاهي و احاطه به موضوع به تهيه مناسب ترين استراتژي مبادرت ورزند.
| نسخه چاپي | ارسال به دوستان |

پیشینهی مهندسی مجدد فرآیندهای كسب و كار، به قبل از شكلگیری سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان برمیگردد. نخستین فعالیتهای مهندسی مجدد در دهه 1980 آغاز شد. طی آن سالها فعالیتهای مختلفی برای بهبود فرآیندها و ایجاد فرآیندهای كارا صورت گرفت. مهندسی مجدد تاثیرات بسیاری بر سازمانها برجای گذارده است. كاهش نیروی انسانی، كاهش زمان سیكل تولید محصولات و ارایهی خدمات و افزایش انعطافپذیری سازمانها را میتوان به عنوان اصلیترین تاثیرات مهندسی مجدد بر سازمانها برشمرد. اعتبار اصلی سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان، پیروی از فلسفه مهندسی مجدد در طراحی مجدد فرآیندها و جریانهای اطلاعاتی سازمانها بوده است. سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان فراتر از یك سیستم اطلاعاتی یكپارچه، سازمانها را به سمت بازنگری و بازبینی فرآیندها و ساختارهای خود سوق دادهاند. این سیستمها با انتقال تجربیات برتر در حوزهی فرآیندهای عملیاتی و زیرساختاری، سازمانها را به سمت افزایش كارایی فرآیندها و ارتقای انعطافپذیری سازمانها هدایت كردهاند. سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان، فرآیندها را به گونهای تغییر میدهند تا قابلیت پاسخگویی سازمان به نیازهای مشتریان افزایش یافته و یكپارچگی عملیاتی میان تمامی فرآیندهای كسب و كار ایجاد شود.
مهندسی مجدد، با هدف شناسایی بهترین روش انجام یك مجموعه فعالیتهای خاص، فرآیندهای سازمان را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد. برای این كه سیستم برنامهریزی منابع سازمان بتواند برای سازمان سودمند و اثربخش باشد، باید دست كم برخی از روشهای كسب و كار سازمان تغییر یافته و روشهای جدیدی توسعه یابند. از این رو مهندسی مجدد فرآیندهای كسب و كار با پیادهسازی و استقرار سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان، ارتباط نزدیكی دارد. مهندسی مجدد فرآیندها، روشهای مختلف انجام یك فرآیند خاص را بررسی كرده و بهترین روشها را برمیگزیند.

پیشینهی مهندسی مجدد فرآیندهای كسب و كار، به قبل از شكلگیری سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان برمیگردد. نخستین فعالیتهای مهندسی مجدد در دهه 1980 آغاز شد. طی آن سالها فعالیتهای مختلفی برای بهبود فرآیندها و ایجاد فرآیندهای كارا صورت گرفت. مهندسی مجدد تاثیرات بسیاری بر سازمانها برجای گذارده است. كاهش نیروی انسانی، كاهش زمان سیكل تولید محصولات و ارایهی خدمات و افزایش انعطافپذیری سازمانها را میتوان به عنوان اصلیترین تاثیرات مهندسی مجدد بر سازمانها برشمرد. اعتبار اصلی سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان، پیروی از فلسفه مهندسی مجدد در طراحی مجدد فرآیندها و جریانهای اطلاعاتی سازمانها بوده است. سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان فراتر از یك سیستم اطلاعاتی یكپارچه، سازمانها را به سمت بازنگری و بازبینی فرآیندها و ساختارهای خود سوق دادهاند. این سیستمها با انتقال تجربیات برتر در حوزهی فرآیندهای عملیاتی و زیرساختاری، سازمانها را به سمت افزایش كارایی فرآیندها و ارتقای انعطافپذیری سازمانها هدایت كردهاند. سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان، فرآیندها را به گونهای تغییر میدهند تا قابلیت پاسخگویی سازمان به نیازهای مشتریان افزایش یافته و یكپارچگی عملیاتی میان تمامی فرآیندهای كسب و كار ایجاد شود.
اُلیری دو روش اصلی مهندسی مجدد آزاد و مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری را برای پیادهسازی مهندسی مجدد ارایه كرده است. گرچه این دو روش، تنها روشهای پیادهسازی مهندسی مجدد نیستند، بیان آنها میتواند گزینههای ممكن برای اجرای مهندسی مجدد را به خوبی تشریح و ارتباط سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان و مهندسی مجدد را بیان كند.
مهندسی مجدد آزاد: در این روش، مهندسی مجدد بدون در نظر گرفتن سیستم یا فناوری خاصی و بر اساس نیازهای سازمان اجرا شده و هیچ محدودیت از پیش تعریف شدهای برای بازنگری و طراحی فرآیندها تعریف نشده است. در روش مهندسی مجدد آزاد، فرآیندهای بهینه برای سازمان طراحی میشود. این روش در مقایسه با روش مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری، گرانتر است، لیكن برای پاسخگویی به نیازهای سازمان، انعطافپذیری بیشتری دارد. این روش، از روش مهندسی مجدد بر مبنای فناوری كندتر و پیادهسازی آن نیز مشكلتر است. با بهرهگیری از این روش سازمانها میتوانند به مزیت رقابتی دست یابد، چون فرآیندها تنها برای آنها ایجاد شده و رقبا نمیتوانند به این فرآیندها دسترسی داشته باشند. اجرای مهندسی مجدد با این روش ممكن است تغییرات اساسی و ریشهای را برای سازمان به همراه داشته باشد. این روش در صورتی كه با آموزش، فرهنگسازی و مشاركت كاركنان همراه باشد، در عمل با مشكلات كمتری از لحاظ حمایت كاركنان روبهرو خواهد شد. هرچند كه در این روش ممكن است فرآیندهایی كه كاربران با آنها درگیر هستند به صورت كامل تغییر كنند.
مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری: در این روش ابتدا سیستم برنامهریزی منابع سازمان انتخاب شده و سپس بر اساس این سیستم، مهندسی مجدد فرآیندها صورت میگیرد. اُلیری از این روش با عنوان مهندسی مجدد محدود، یاد میكند. این روش نسبت به روش مهندسی مجدد آزاد سادهتر و ارزانتر است. چون نیازی به تغییر سیستم نیست و تنها فرآیندهای سازمان با توجه به سیستم تغییر میكنند. این روش فرآیندهای سازمان را بر اساس قابلیتهای سیستم طراحی میكند. به عنوان مثال فرآیندهای محصولات شركت SAP به گونهای طراحی شدهاند كه بتوانند كارها را به بهترین نحو انجام دهند. شركتهایی كه محصولات SAP را به صورت كامل پیاده میكنند، فرآیندهای خود را به گونهای طراحی میكنند كه با فرآیندهای سیستمهای SAP مطابق باشد. روش مهندسی مجدد بر مبنای فناوری، سازمان را با چالشهایی نیز روبرو میسازد. طراحی فرآیندها براساس یك سیستم جدید بدون در نظر گرفتن خواستها و نیازهای كاربران، مقاومت و نارضایتی آنها را برانگیخته و هزینههای آموزشی قابل توجهی را متوجه شركتها میكند.
بنابر اذعان اُلیری در عمل بسیاری از موارد مهندسی مجدد براساس روش مبتنی بر فناوری صورت میگیرد. طی مطالعاتی كه در خصوص پیادهسازی سیستم R/3 صورت گرفته، مشخص شده است كه حدود 16 درصد از شركتها، قبل از پیادهسازی سیستم، فرآیندهای خود را مهندسی مجدد نمودهاند. 30 درصد از این شركتها نیز اعتقاد داشتهاند كه نیازی به مهندسی مجدد فرآیندهایشان ندارند و 10 درصد نیز پس از پیادهسازی سیستم قصد مهندسی مجدد فرآیند داشتهاند. اغلب شركتها اعتقاد داشتهاند كه مهندسی مجدد باید به صورت همزمان با پیادهسازیR/3 صورت گیرد. 35 درصد از شركتها نیز به تغییر فرآیندها براساس روش مهندسی مجدد آزاد اعتقاد داشتهاند. در جدول 3 مزایا و معایب هر دو روش بیان شده است.
اُلیری بیان میكند كه روش مهندسی مجدد آزاد برای سازمانهای بزرگ مناسب است. سازمانهایی كه درآمدهای بالایی داشته باشند و بتوانند سرمایهگذاریهای كلانی را برای مهندسی مجدد فرآیندها و پیادهسازی سیستم برنامهریزی منابع سازمان انجام دهند، این سازمانها ممكن است با هدف كسب مزیتهای استراتژیك به مهندسی مجدد فرآیندهای خود بپردازند. روش مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری، برای سازمانهای كوچكی مناسب است كه با محدودیت بودجه و هزینه روبرو هستند. هرچه فرآیندهای سازمان استانداردتر باشد، امكان استفاده از روش مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری بیشتر خواهد بود. به هر حال طبق نظر اُلیری مهندسی مجدد فرآیندها یكی از اقدامات اساسی قبل از پیادهسازی سیستم برنامهریزی منابع سازمان است.
جدول 1- مقایسههای روش مهندسی مجدد آزاد و مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری
|
مزایای مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری |
مزایای مهندسی مجدد آزاد |
|
تمرکز بر برترین تجربیات |
عدم محدودیت در استفاده از ابزار |
|
استفاده از ابزارهای سیستم ، برای مهندسی مجدد |
عدم محدودیت در مورد قابلیت های فناوری |
| سادگی روش به علت مشخص بودن محدوده فرآیندها | در نظر گرفتن ویژگیهای منحصر به فرد سازمان |
| اطمینان از ممکن بودن فرآیندها | مستقل بودن فرآیندها از تغییرات سیستم |
| افزایش قابلیت اطمینان سیستم با بهره گیری از تجربیات دیگران | حفظ مزیت رقابتی شرکت |
| صرفه جویی در زمان و هزینه | |
| در دسترس بودن نرم افزار | |
|
معایب مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری |
معایب مهندسی مجدد آزاد |
| محدود شدن مهندسی مجدد به واسطه محدودیت ابزار | نبود یک ساختار مبنا برای طراحی ها |
| محدودیت توسعه سیستم به واسطه محدودیت فناوری | احتمال امکان پذیر بودن سیستم |
| عدم دسترسی به مزیت رقابتی | درگیری تعداد بیشتری از مشاوران |
| عدم دسترسی به تمامی تجربیات برتر | هزینه بالا و زمان طولانی تر |
| امکان عدم تطابق فرآیندها با سیستم انتخابی |
اُلیری مطالعات خود را قبل و بعد از پیادهسازی سیستم برنامهریزی منابع سازمان در چندین شركت تكرار كرد. براساس مطالعات او تنها 16 درصد از سازمانها قبل از تجربه پیادهسازی سیستم، معتقد به انجام مهندسی مجدد قبل از پیادهسازی سیستم بودهاند. لیكن پس از تجربه پیادهسازی این رقم به 35 درصد افزایش یافته است. قبل از پیادهسازی سیستم، 33 درصد از شركت اعتقادی به اجرای مهندسی مجدد نداشتهاند، در حالی كه پس از پیادهسازی سیستم تنها 10 درصد از آنها چنین اعتقادی داشتهاند. با این اوصاف مشخص میشود كه حتا اگر روش مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری نیز انتخاب شود، مهندسی مجدد فرآیندها ضروی است.
در این مقاله در مورد علم Biometric ودلایل ایجاد آن و انواع آن بحث خواهیم کردونقاط ضعف و قدرت آنها را شناسا یی خواهیم کرد و در پایان کارتهای شناسایی بیومتریکBiometric ID Card مورد بحث قرار خواهد گرفت ودر پایان مقاله پیشنهادی در مورد امنیت در انتخابات الکترونیک.
کلید واژه ها:امنیت ، biometric ،انتخابات الکترونیک
مقدمه:
خطوطی که بر روی سرانگشتان همه انسانها نقش بسته از دیر باز مورد توجه همه بوده است،این خطوط نقشهای مختلفی دارند،یکی از این وظایف ایجاد اصطکاک بین سر انگشتان و اشیاء متفاوت است مانند قلم که با استفاده از این اصطکاک می توانیم اشیاء را برداریم ،بنویسیم،یا لمس کنیم.
از سوی دیگر این خطوط برای هر شخص منحصر به فرد است ،از سالها پیش از اثر انگشت افراد در جرم شناسی استفاده می شود،و امروزه در علم بیومتریک نیز از آن استفاده می شود. مانند تمام دیگر اعضاء بدن DNA های هر شخصی الگوی ساخت این خطوط را دارا هستند و در واقع DNA های هرشخص نیز کاملا منحصر به فردند و این قضیه تقریبا در مورد تمام دیگر اعضاء بدن صادق اند. با وجود hacker ها و دزدی های اینترنتی Password ها ابزار قابل اعتمادی نیستند.بیومتریک علم شناسایی افراد از طریق مشخصات انسانی اوست که شامل اثر انگشت،کف دست ،صورت ، امضاء ، دست خط ،اسکن عنبیه و شبکیه ، صدا است. در علم بیومتریک اعضایی از بدن مورد توجه قرار گرفته که استفاده از آنها راحتتر و کم ضرر تر باشد. هر کدام از روشهای مورد استفاده دارای نقاط ضعف و قدرتی هستند که با ترکیب آنها با دیگر روشهای امنیتی می توان ضعفهای موجود را از بین برد.
هیچ فردی نمی خواهد هنگام چک کردن موجودی خود از طریق شبکه های online بانکها متوجه شود که مو جودیش خالی شده ، در بسیاری از موارد به علت معنی دار بو دن Passwordها افرادی که تا حدی ما را می شناسند میتوانند آنها را حدس بزنند و با فهمیدن شماره ما در بانک به راحتی با استفاده از شبکه onlineبانک وارد حساب ما شده موجودی ما را خالی کنند.
با توجه به سرعت رشد قابل توجه تجارت جهانی و اهمیت تجارت نمی توان از سیستمهای قدیمی دستی یا حضوری برای مدت زمان طولانی استفاده کرد، از طرف دیگر استفاده از این روشهای قدیمی با عث اتلاف انرژی و زمان زیاد شده و در مدت زمان طولانی کار کمتری انجام می شود. بنابرین در تجارت ، به موضوع تجارت الکترونیکی نیاز احساس می شود و موضوع بسیار مهمی که امروزه مورد توجه است مسئله امنیت وsecurityاست. Biometric با استفاده از روشهای قابل اعتماد میتواند تا حد زیادی جوابگوی مشکلا تی از این قبیل باشد. علمBiometric نه تنها در مورد تجارت الکترونیک بلکه در موارد بسیار دیگری نیز کاربرد دارد. به عنوان مثال در آزمایشگاهای مهم و حساس یا ورودیها ی ساختمانهایی که در مورد ورود و خروج از آنها حساسیم یا می توانیم از قفلهایی که روی آنها صفحه کلید نصب شده استفاده کنیم و به افراد مورد نظر اسم رمز عبور بدهیم تا هنگام ورود از آن استفاده کرده داخل شوند ولی این روش نیز زیاد قابل اعتماد نیست با لو رفتن کلمه عبور دیگر این کار به درد نخور خواهد شد. ولی زمانیکه از اثر انگشت یا کف دست یا ... برای شناسایی و اجازه ورود استفاده شود دیگر این مسائل ایجاد نخواهد شد. بعد از شرح اهمیت این موضوع به بررسی Biometric می پردازیم.
در تمام مواردی که ذکر خواهد شد ابتدا با استفاده از وسایل مخصوص آن روش معمولا تا 3 بار الگوی اولیه گرفته می شود و بعد از بدست آوردن بهترین الگو ، ذخیره می شود و موقع شناسایی با این الگو مقایسه انجام می گیرد.
در Biometric از مشخصا ت فیزیکی و رفتاری برای شناسایی افراد استفاده میشود، مشخصات فیزیکی مانند:اثر انگشت، اسکن دست ، صورت وچشم که خود به دو دسته اسکن عنبیه و شبکیه تقسیم می شود. مشخصات رفتاری مانند:صدا، امضاء، تایپ.
اثر انگشت:برای استفاده از اثر انگشت از اسکنرهای مخصوصی استفاده می شود این اسکنرها انواع متفاوتی دارند بعد از اینکه انگشت روی صفحه اسکنر قرار گرفت، بسته به نرم افزار استفاده شده، اثر انگشت اسکن شده و نقاط کلیدی آن تعیین شده و با الگوی اولیه تطبیق داده می شود .البته با توجه به اینکه زمان مقایسه بعد از مدتی که حجم مقایسات زیادشد ،بالا میرود و برای کمتر کردن این زمان، ابتدا نقاطی را به عنوان نقاط کلیدی برای دسته بندی اسکن های موجود استفاده می کنیم و در زمان انطباق از همین کلیدها استفاده کرده و زمان مقایسه را پایین می آوریم. هر چند که تحلیل اثر انگشت بعضی از افراد مانند کارگرانی که کارهای سخت با دستهای خود انجام می دهند یا افراد معتاد مشکل است ولی در کل در بسیاری از موارد از اثر انگشت استفاده های موفقی انجام شده.
امروزه این اسکنرها نه تنها در ادارات پلیس بلکه در روی صفحه کلیدها و حتی موش واره ها وجود دارند و از انها در موارد متفاوتی استفاده میشود ، مثلا میتوان با استفاده از امکانات نرم افزاری کامپیوتر را قفل کنیم و در صورتی سیستم کامپیوتری قفل را باز کند که اثر انگشت شما را روی صفحه اسکنر خود اسکن کند.
در آینده شاید بتوان از اسکن اثر انگشت به جای تایپ Password در چک کردن پست های الکترونیکیمان استفاده کنیم ، یا در تجارت الکترونیک یا تغییر موجودی در بانکهای online از آن استفاده ببریم.
اسکن دست:برای اسکن سطح کف دست از اسکنرهایی با صفحه اسکنی که برای درست قرار گرفتن دست هنگام اسکن مهره هایی برروی آن قرار گرفته استفاده می شود مانند اثر انگشت اسکنر بعد از اسکن کرئن با توجه به قابلیتهای نرم افزار و سخت افزار استفاده شده مقایسه انجام می شودکه در صورت تطبیق هویت شخص تایید می شود.
جغرافیای کف دست بعد از مدتی با گذشت سال و با بالا رفتن سن تغییر می کند و نیز جراحات نیز باعث عوض شدن شکل کف دست می شود ، بنابرین در استفاده از این روش باید اسکن به دست آمده در مواقع لزوم و نیز بعد از یک دوره زمانی به روز شود و اسکن جدیدی برای شناسایی افراد ایجاد شود. بنابرین استفاده از این روش در مواردی مفید است که به طور مستمر مورد استفاده قرار گیرد و افراد مورد شناسایی با این روش در دسترس باشند. البته این روش به علت اینکه سطح بزرگی را مورد مقایسه قرار می دهند دارای ضریب اطمینان بالایی هستند.
صورت:اسکن از صورت به طرزی متفاوت از موارد دیگر صورت می گیرد در این روش نمونه بدست آمده باید به صورت 3D باشد برای این منظور از 3 دور بین که نسبت به هم زاویه 90 درجه می سازند یا از یک دوربین متحرک که بصورت یک نیم دایره که مرکز آن صورت شخص مورد نظر قرار گرفته استفاده کرد و به وسیله نرم افزار مر بوطه یک تصویر3D بدست آورد در تصویر بدست آمده نقاط قرار گیری ابروها ، چشمها، بینی، دهان ،چانه و طول چانه و پیشانی همچنین فاصله چشمها و ابرو ها و ... ثبت و سپس با نمونه های ذخیره شده مقایسه می شوند.
این روش به علت استفاده از سخت افزار و نرم افزارهای گران قیمت هزینه زیادی دارد ولی قابلیت اعتماد بالایی دارد. در این روش نیز مانند روش اسکن کف دست نیاز به بروز شدن اطلاعات وجود دارد.
چشم:اسکن چشم به دو صورت است:
اسکن شبکیه:
در اسکن شبکیه با استفاده از دوربین مخصوص الگوی رگ های خونی اسکن می شود برای این کار از لیزر مادون قرمز کم قدرت استفاده میشود. برای بدست اوردن یک تصویر با کیفیت خوب و متمرکز باید چشمها نزدیک دوربین قرار گیرد و این موضوع و اینکه از اشعه لیزر استفاده می شود باعث شده افراد زیادی به این روش علاقه نشان ندهند. درضمن بر خلاف تصور اینکه شبکیه تغییر نمی کند تحقیقات پزشکی نشان داده که برخی از بیماریها روی شبکیه تاثیر می گذارند و آن را تغییر می دهند.
اسکن عنبیه:در اسکن عنبیه دوربین مخصوص رگه های عنبیه را اسکن میکند وبا توجه به اینکه تعدادی زیادی از ویژگیها مورد اسکن و مقایسه قرار می گیرند روش مطمئنی ایجاد میشود، در ضمن این روش با لنز ها و عینک ها نیز تطبیق داده شده ونیز مشکل نز دیک بودن دوربین به چشم نیز حل شده و کاربر باید چشم خود را در فاصله حدوداً 30 سانتی متری از دوربین قرار دهد .
امضاء:برای ثبت امضا از یک اسکنر بخصوص استفاده می شود ، این اسکنر نه تنها شکل امضاء را اسکن می کند بلکه طرز امضاء کردن را هم می سنجد، به این مفهوم که مناطقی را که قلم را فشار دادید یا تند حرکت دادید ویا برعکس مناطقی از امضا را که خط نازک کشیده اید یا با دقت و آرامش بیشتری کشیده اید را ثبت و مقایسه می کند و با استفاده از این روش جعل امضاء غیر ممکن می شود. البته این روش بهتر است که در مواردی استفاده شود که افراد زیاد از امضاء خود استفاده می کنند در غیر این صورت این روش نیز احنیاج به به روز شدن پیدا می کند. از این روش در امضا کرئن قرار داد های مهم که در فواصل دور انحام می گیرد و همچنین در بانکها میتوان استفاده کرد.
صدا:ضبط صدا از طریق یک دستگاه ضبط کننده صدا انجام می گیرد و سپس با سخت افزار و نرم افزار مربوطه مورد تحلیل قرار می گیرد با توجه به امکانات در دسترس میتوان مکث ها و بالا و پایین رفتن تون صدا را به صورت یک الگوی صوتی در اورد و با الگوهای ذخیره شده مورد مقایسه قرار داد. نمونه وسایل ساخته شده از این روش قفل در است که با چک کردن صدا و کلمه گفته شده ومعنی جمله ساخته شده کار می کند. به این صورت که کلمه ای یا جمله ای از قبل تعیین شده و به کاربر گفته می شود.
الگوی تایپ:شاید این کمی عجیب به نظر برسد ولی الگوی تایپ افراد نیز کاملا با دیگران متفاوت است، در این مورد نیز جمله ای در نظر گرفته می شود و کاربر جمله را در شرایط یکسان با نمونه اولیه تایپ می کند و مقایسه صورت می گیرد، در این نوع نیز تفاوت زمانی ما بین تایپ کلمات ، سرعت تایپ و ... تعیین شده با الگوهای قبلی مقایسه می شود. این روش نیز نیاز به به روز شدن و استفاده مستمر دارد در غیر این صورت مثمر ثمر نخواهد بود.
کارتهای شناسایی بیومتریک:کارتهای شناسایی بیومتریک یا Biometric ID Cards ترکیبی از کارتهای شناساشی معمولی و یک یا چند مشخصه بیومتریک هستند. این کارتها کاملا مورد اعتماد هستند و تقلب در آنها و سوء استفاده از آنها تقریبا غیر ممکن است. این کارتها شامل نوع کارت ،مانند :کارت رانندگی ، کارت ماشین و... هستند و سپس مشخصات دارنده کارت مانند :نام ، نام خانوادگی و ... ویک عکس مربوط به دارنده کارت تمام مشخصا ت بعد از ورود به همراه اسکن عکس و تعیین پیکسلهاِی عکس با توجه به یک الگوی مخصوص رمز گذاری که برای آن سازمان در نظر گرفته شده رمز گذاری شده و در قسمت زیر عکس به صورت کد (bar code) ذخیره می شود، سپس هنگام تشخیص عکس و تمام مشخصات ثبت شده برروی کارت خوانده شده و به وسیله الگوی رمز گذاری برای آن سازمان رمز گذاری میشود و سپس bar code بوسیله دستگاه خوانده شده و رمز حاصل از آن با رمز بدست آمده از رمز گذاری مقایسه میشود و در صورت تطبیق هویت فرد تایید می شود.
در این روش چون هم رمز و هم مشخصات بر روی کارت ثبت می شود دیگر نیازی به اطلاعات حجیم نمی باشد و فقط الگوهای رمز گذاری باید مشخص باشد و این در مقایسه با حجم بسیار زیاد الگوهای ذخیره شده ناچیز است.
اگر در این کارتها یک مشخصه بیومتریک نیز مانند اثر انگشت ثبت شود نه تنها از قانونی بودن کارت اطمینان حاصل می شود بلکه از اینکه کارت به شخص تعلق دارد نیز می توان مطمئن شد.
نتیجه:Biometric روشهای قابل اطمینان و غیر قابل جعل یا کپی برداری را ارائه می دهد ، مخصوصا در مواردی که اطلاعات حیاتی است مانند اطلاعات تجاری مربوط به یک شرکت ویا حسابهای بانکی این روشها بسیار موفق است .
بعضی از روشهای گفته شده امروزه مورد توجه بسیاری از سازمانهاست، به عنوان مثال امروزه در بعضی ادارات و ساختمانها از چک کردن اثر انگشت به همراه شماره پرسونلی برای ثبت ساعات ورود و خروج کارمندان استفاده می شود.از این روشها می توان در انتخابات الکترونیک نیز بهره جست.
منابع:
Web site: www.howstuffwork.com
Fingerprint basics
Website: www.opticsreport.com http://www.opticsreport.com/content/article.php?article_id=1014&page=1
Website: www.wisegeek.com
What is Biometric Face Recognition
Website: www.sciencenews.org
Website: www.ircert.com
مفاهیم نادقیق بسیاری در پیرامون ما وجود دارند که آنها را به صورت روزمره در قالب عبارتهای مختلف بیان می کنیم . به این جمله دقت کنید: " هوا خوب است." هیچ کمیتی برای خوب بودن هوا مطرح نیست تا آن را اندازه بگیریم بلکه این یک حس کیفی است. در واقع مغز انسان با در نظر گرفتن فاکتور های مختلف و بر اساس تفکر استنتاجی جملات را تعریف و ارزش گذاری می نماید که مدل سازی آنها به زبان و فرمولهای ریاضی اگر غیر ممکن نباشد کاری بسیار پیچیده خواهد بود.منطق فازی تکنولوژی جدیدی است که شیوه هایی را که بر ای طراحی و مدل سازی یک سیستم نیازمند ریاضیات پیچیده و پیشرفته است، با استفاده از مقادیر زبانی و دانش فرد خبره جایگزین می سازد.
منطق فازی:
اگر از ما پرسیده شود منطق فازی چیست شاید ساده ترین پاسخ بر اساس شنیده ها این باشد که Fuzzy Logic یا Fuzzy Theory یک نوع منطق است که روش های نتیجه گیری در مغز بشر را جایگزین می کند.مفهوم منطق فازی توسط دکتر لطفی زاده ، پروفسور دانشگاه کالیفورنیا در برکلی، ارائه گردید و نه تنهابه عنوان متدولوژی کنترل ارائه شد بلکه راهی برای پردازش داده ها، بر مبنای مجاز کردن عضویت گروهی کوچک به جای عضویت گروهی دسته ای ارائه کرد.به جهت نارسا ونا بسنده بودن قابلیت کامپیوتر های ابتدایی تا دهه 70 این تئوری در سیستم های کنترلی به کار برده نشد.
پروفسور لطفی زاده اینطور استدلال کرد که بشر به ورودیهای اطلاعاتی دقیق نیازی ندارد بلکه قادر است تا کنترل تطبیقی را به صورت بالایی انجام دهد.پس اگر ماکنترل کننده های فیدبک را در سیستم ها طوری طراحی کنیم که بتواند داده های مبهم را دریافت کند، این داده ها میتوانند به طور ساده تر و موثرتری در اجرا به کار برده شوند.
باین تعاریف منطق فازی دارای این قدرت است که در تنظیم سیستم ها از میکرو کنترلهای ساده وکوچک و جاسازی شده گرفته تا PC های چند کاناله شبکه شده بزرگ یاسیستم های کنترلی به کار برده شود.این منطق دارای قدرت اجرایی در سخت افزار ،نرم افزار یا ترکیبی از هر دوی اینهاست.در واقع منطق فازی راه ساده ای را برای رسیدن به یک نتیجه قطعی و معین بر پایه اطلاعات ورودی ناقص ، خطا دار، مبهم ودوپهلو فراهم میکند.درست مثل کاری که در هنگام دوش گرفتن انجام می دهیم: در صورتی که آب خیلی سرد یا خیلی گرم باشد بدون اینکه از درجه دقیق آب اطلاعی داشته باشیم تنها بر اساس پردازش انجام شده در مغز به کمک دریافت دمای هوا از طریق حسگرهای پوست با کمی سختی کشیدن آب را به سرعت به دمای دلخواه در می آوریم یا آنکه میتوانیم در یک اتاق به اشیاءگوناگونی نگاه کنیم وتصمیم بگیریم کدامیک بیشتر شبیه صندلی است ویا به مردم نگاه کنیم و بگوییم کدامیک شبیهJohn Wayne ویا کدامیک بیشتر شبیه گاندی است.منطق فازی قادر به تقلید اینگونه رفتارها اما با سرعت بسیار بالایی است.از طرفی باید به این نکته هم توجه کنیم که تمامی سیستم های طبقه بندی ساخته ذهن انسان هستند و برچسب درست تا زمانی به یک سیستم طبقه بندی نسبت داده میشود که سیستم کنترلی دیگر آن را رد نکند مثلا در تئوری نسبیت دیگر درست نیست بگوییم زمین دور خورشید میگردد پس خورشید هم دور زمین می گردد! یا به عنوان مثال دیگر، کشف موجودی عجیب در استرالیا که پلاتی پوس نامیده می شودو بر خلاف پستانداران دیگر همانند خزندگان تخم میگذارد و جوجه های جوان را شیر می دهد! با این تعاریف می توان گفت که منطق فازی یک تکنولوژی کنترلی بسیار قدرتمند است که به جای ساختن یک حصار در اطراف یک طبقه بندی سعی دارد آن را به گونه ای توصیف کند که به ایده نزدیک تر است.
متغیر های زبان شناختی :
در زندگی روزمره ،کلماتی را به کار می بریم که اغلب برای توصیف متغییر ها استفاده می شوند. به عنوان مثال هنگامیکه می گوییم " امروز سرد است " یا "دمای هوا امروز پایین است " از واژه " پایین " برای توصیف " دمای هوای امروز " استفاده کرده ایم به این معنی که متغیر دمای هوای امروز واژه "پایین" را به عنوان مقدار خود پذیرفته است.واضح است که متغیر " دمای هوای امروز " میتواند مقادیری نظیر˚3،˚10-،˚8-،˚24و... را اختیار کند.هنگامیکه یک متغیر ، اعداد را به عنوان مقدار بپذیرد ما یک چهارچوب ریاضی مشخص برای فرموله کردن آن داریم اما هنگامیکه متغیر واژه ها را به عنوان مقدار میگیرد در آن صورت چهارچوب مشخص برای فرموله کردن آن درتئوری ریاضیات کلاسیک نداریم. در واقع در سیستم های عملی اطلاعات مهم از دو منبع سرچشمه می گیرند : یکی از منابع افراد خبره که دانش و آگاهیشان را دردر مورد سیستم با زبان طبیعی تعریف میکنند و منبع دیگر اندازه گیری ها و مدل های ریاضی هستند که از قواعد فیزیکی مشتق شده اند .بنابر این یک مساله مهم ترکیب این دو نوع اطلاعات در طراحی سیستم هاست. برای انجام این ترکیب سوال کلیدی این است که چگونه می توانیم دانش بشری را به یک فرمول ریاضی تبدیل کنیم ؟
برای اینکه چنین چهارچوبی به دست آوریم مفهوم متغیر های زبانی تعریف شده است. در صحبت های عامیانه اگر یک متغیر بتواند واژه هایی از زبان طبیعی را به عنوان مقدار بپذیرد یک متغیر زبان شناختی نامیده میشود. برای فرموله کردن واژه ها در گزاره های ریاضی از مجموعه های فازی برای مشخص کردن واژه ها استفاده میکنیم و تعریف میکنیم: " اگر یک متغیر بتواند واژه هایی از زبان طبیعی را به عنوان مقدار خود بپذیرد آنگاه متغیر زبان شناختی نامیده میشود که واژه ها بوسیله مجموعه های فازی در محدوده ای که متغیر ها تعریف شده اند مشخص می گردد . " پروفسور لطفی زاده در سال 1973 مفهوم زبان شناختی یا متغیر های فازی را ارائه داد .در واقع یکی از ویژگی های منطق فازی در استفاده از ساختار قانون پایه منطق فازی است که در طی آن مسائل کنترلی به یک سری قوانینFتبدیل میشوند که پاسخ گوی خروجی مطلوب سیستم برای شرایط ورودی داده شده به سیستم می باشد. این قوانین ساده و آشکار برای توصیف پاسخ دهی مطلوب سیستم با اصطلاحاتی از متغییر های زبان شناختی به جای فرمول های ریاضی استفاده می شوند.
نکته جالب اینجاست که اگرچه سیستم های فازی پدیده های غیر قطعی و نامشخص را توصیف می کند با این حال تئوری فازی یک تئوری دقیق می باشد.
اجزای ابتدایی و اصول اولیه تئوری مجموعه فازی :
در قسمتFuzzier یا مبدل فازی ، متغییر های با مقادیر حقیقی به یک مجموعه فازی تبدیل شده از طریق ماشین رابط فازی و قوانین پایه نتایج به قسمت غیر فازی ساز یا Defuzzier منتقل شده که یک مجموعه فازی را به یک متغیر با مقدار حقیقی تبدیل می کند.به بیان دیگر اطلاعات ورودی اغلب مقادیری پیچیده اند واین اعدادبه مجموعه های فازی تبدیل می گردند.مدل ها بر اساس منطق فازی شامل قوانین اگر ،آنگاه تفسیر می گردند. حقیقت آن است که بعد از عبارت اگریک منطق مقدم بیان می گردد و بر اساس آن ما حقیقت دیگر را مورد بررسی قرار می دهیم که بعد ا زآنگاه می ایدو در آن نتیجه کار توضیح داده می شود.در واقع منطق فازی تجربه و دانش انسانی را به صورت ترکیبی از اعداد در مقابل وی قرار می دهد و او را قادر می سازد تا تصمیمی بر اساس ریاضیات و منطق بگیرد.
نتیجه:
در پاسخ به چیستی منطق فازی یا منطق نادقیق شاید ساده ترین پاسخ بر اساس شنیده ها این باشد که Fuzzy Logic یا Fuzzy Theory یک نوع منطق برنامه نویسی است که روش های نتیجه گیری در مغز بشر را جایگزین می کند.منطق فازی در واقع با استفاده از مجموعه ای از معلومات نادقیق که با الفظ و جملات زبانی تعریف شده اندبه دنبال استخراج نتایج دقیق است ..
منطق فازی تکنولوژی جدیدی است که شیوه های مرسوم برای طراحی ومدل سازی یک سیستم را که نیازمند ریاضیات پیشرفته و نسبتا پیچید ه است با استفاده از مقادیر و شرایط زبانی و یا به عبارتی دانش فرد خبره ، و با هدف ساده سازی وکارامد تر شدن طراحی سیستم جایگزین و یا تا حدود زیادی تکمیل می نماید.
علیرغم اینکه منطق فازی بر پایه ریاضیات پیشرفته و پیچیده قرار دارد یادگیری آن بسیار آسان است.از نظر تئو ری هر سیستمی که توسط منطق فازی طراحی شده باشد توسط سایر تکنیک های پیاده سازی مرسوم نیز قابل پیاده سازی است اما ممکن است این شیوه ها نسبت به منطق فازی پیچیده ومشکل تر باشند.
تولد:۱۳۶۴-کرمانشاه
کاردانی برق( الکترونیک) -دانشکده فنی شهید شمسی پور تهران
کارشناسی مهندسی برق(مخابرات) -دانشکده صنایع مخابرات راه دور ایرانITI-شیراز
کارشناسی ارشد مهندسی مکاترونیک-دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران جنوب
عضو انجمن ها ونهادهای تخصصی زیر:
۱-انجمن مهندسی برق والکترونیک ایران
2-انجمن مهندسی پزشکی ایران
3-انجمن مخترعین کشور
4-جامه مهندسین مکانیک ایران
5-کانون نخبگان کرمانشاه
زمینه های تحقیقاتی:
1-شناسایی وتخمین سیستمهای دینامیکی
2-اتوماسیون ومانیتورینگ پیشرفته فرایندهای پالایشگاهی
3-پردازش تصوير و شبيه سازي سيستم
علاقمندیها:
۱- بیومکاترونیک
2-سیستم های فازی
سمینار ها:
1-شبیه سازی سیستم های اخلالگر در جنگ الکترونیک (گروه کارشناسی مخابرات دانشکده صنایع مخابرات راه دور ایران)
2-برسی شبکه های موبایل GSM (گروه کارشناسی مخابرات دانشکده صنایع مخابرات راه دور ایران)
۳-تحلیل مدارات مایکروویو بااستفاده از ماتریسهای پراکندگی(گروه کارشناسی مخابرات دانشکده صنایع مخابرات راه دور ایران)
اختراعات ,پروژه ها و افتخارات علمي:
1-سیستم دیجیتالی چراغ خودرو -84
2-ویسکوزیته متر تصویری-87
3-عضو تيم طراحي خودروي الكتريكي "هما"ي تهران جنوب در دومين دوره مسابقات طراحي خودروي الكتريكي دانشگاه صنعتي شريف
4-دانشجوي ممتاز كارشناسي ارشد مهندسي مكاترونيك در نيم سال اول 87-88Email: jamshidipost@gmail.com
ادامه مطلب
