تبليغاتX
تیک
علمی و پژوهشی
 در عصر اطلاعات  بايد از فکر بشر به عنوان  ثروت  ملي  ياد کرد. بنابراين، مي توان  فکر را منشا» ثروت  دانست. در هر جامعه اي  منابع  و مواد محدود است  و بشر توان  افزايش  منابع  و مواد را ندارد. لذا اگر در جامعه اي  تفکر علمي  پايدار شود، مطمئنا  از منابع  موجود مي توان  به کمک  فکر علمي  و اتخاذ استراتژي هاي  مناسب  به  توسعه  پايدار رسيد.  فرآيند توسعه، فرآيندي  است  که  طي  آن  در بطن  يک  جامعه  کهن، سامان  تازه اي  ايجاد مي شود. به عبارت  ديگر، در جريان  اين  فرايند انديشه هاي  اساسي  يک  جامعه  عوض  مي شود. در حقيقت  انسان ها متحول  مي شوند و جامعه  تازه اي  ايجاد مي شود. همساز با چنين  تحول  برون سازماني، محيط  دروني  سازمان ها نيز دگرگوني هاي  شگفت آوري  را تجربه  مي کند. از يک سو، پيشرفت هاي  تندآهنگ  تکنولوژي  بويژه  تکنولوژي  اطلاعات  و کامپيوتر، الزام هاي  کاملا نويني  را در ابعاد مديريت  طلب  مي کند و از سوي  ديگر، نگرش  بي سابقه اي  که  به  عامل  انساني  مربوط  مي شود دگرگوني  ديگري  را الزام آور مي سازد.  طبيعي  است  که  اين  رويدادها اثر خود را بر مديريت  تحول  بر جاي  مي گذارند. لذا در اين  راستا مديريت  تحول  از لحاظ  زيربناي  فکري  و کاربردي، دگرگونيهاي  زيادي  را شاهد بوده  و خواهد بود. 
زمينه هاي  بنيادي  مديريت  تحول 
 مقوله  مديريت  تحول  هرچند که  بخشي  نو در رشته  مديريت  است، بااين حال  در دودهه  گذشته  الگوها و روندهاي  آن  به شکل  شتابنده اي  با دگرگوني هاي  اساسي  روبرو شده  است. دهه1980  ميلادي  را بويژه  مي توان  دوره  نوآوري ها براي  مديريت  تحول  دانست. در اين  دوره  نتايج  بسياري  از پژوهش هاي  مديريت  و نامرادي هايي  که  بسياري  از سازمان هاي  اقتصادي، توليدي، خدماتي  و بطور کلي  کسب  و کار کشورهاي  غربي  در زمينه  کارآيي  و رقابت  دنيايي  تجربه  کرده  بودند، دست  در دست  هم  زمينه  را براي  يک  رنسانس  تحول  (تولد دوباره) در نحوه  اداره  سازمان ها و فعاليت ها آماده  ساخت. اين  دوره  شاهد پديدارشدن  روندهاي  برجسته  در زمينه هاي  ساختاري  و عملياتي  بود. از يک سو الزام هاي  محيط  نوين  کسب  و کار همراه  با رقابت هاي  خردکننده  و از سوي  ديگر تحول  سرسام آور تکنولوژي  ارتباطات  و کامپيوتر به ناچار مديريت  را از روندهاي  سنتي  و متداول  خود دور ساخت. همراه  با تحول  تکنولوژي، برجسته ترين  دستاوردهاي  درحال  تکوين  مديريت، نگرش  کاملا نويني  نسبت  به  عامل  انساني  و نقش  وي  در به  ثمر رساندن  هدف هاي  سازماني  و فعاليت هاي  پيچيده  آن  و همين طور ورود پرهياهوي  فرهنگ  سازماني  به  قلمرو طراحي ها و برنامه ريزي هاي  مديريت  بويژه  مديريت  تحول  است.
مديريت  تحول  نيروي  انساني 
 در قرن  اخير به  منابع  انساني  به عنوان  عنصري  هوشمند توجه  شده  است  که  با مهارت  و خلاقيت  خود نقش  اساسي  در سيستم  ايفا مي کند.  نيروي  انساني  کارآمد در يک  کشور جزو سرمايه هاي  ارزشمند به شمار مي آيد. ايجاد انگيزه هاي  کاري  و بروز خلاقيت  و نوآوري  به  شيوه  مديريت  بستگي  دارد. بوجودآوردن  محيط  کاري  مناسب، بهبود روابط  انساني  در محيط  کار، کم شدن  استرس ها، ارزش گذاري  براي  فکرها از شيوه هايي  است  که  مديريت  بايد اعمال  کند.  کشورهاي  درحال  توسعه ، ازجمله  ايران، از دو منبع  سرمايه  فيزيکي  و سرمايه  انساني، بهره  بيشتري  از سرمايه  انساني  دارند. و همين  سرمايه  است  که  مي تواند به عنوان  پشتوانه  حرکت هاي  بزرگ  اجتماعي  قرن  بيست ويکم  قرار بگيرد. اين  کشورها فرصت هاي  پيشرفت  بسياري  را در قرن  بيستم  از دست  دادند اما اقتصادداناني  از جمله  پروفسور «تئودور» و «شولتز» نشان  دادند که  بازده  عناصر کيفي  مختلف  در تمامي  کشورهاي  کم درآمد در حال  افزايش  است  و مطرح  کردند که  کليد تحليل  رفتار انساني  که  نوع  و ميزان  کيفيت  حاصل  شده  طي  زمان  را تعيين  مي کند، بستگي  به  رابطه  بين  بازده  کيفيت  اضافي  و هزينه  صرف  شده  براي  بدست  آوردن  آن  دارد. در ايران  اين  هزينه  بسيار بالاست  و منابع  انساني، جايگاه  خود را در فرآيند توسعه  پيدا نکرده  است، در اينجا مسئله  بسيار مهم  بهره وري  مطرح  مي شود چون  افزايش  بهره وري  متضمن  رفاه  عمومي، ارتقا» کيفيت  کالا و خدمات، محور رقابت هاي  جهاني، استفاده  مطلوب  از منابع  و به عبارت  ديگر مسير تعالي  و توسعه  جامعه  است.
مديريت  تحول  و توسعه 
 کليد توسعه  تکنولوژي  در دست  مديريت  است. نقش  مديريت  در تغيير ساختار سازماني  به  منظور توسعه  تکنولوژي  حائز اهميت  است. مديريت  و رهبري  هوشمندانه  از گذشته  دور اهميتي  بنيادين  در ساختار اقتصادي  داشته  است  در کشورهاي  در حال  توسعه  اصلي ترين  مسئله  در توسعه  تکنولوژي  مديريت  است  چراکه  اصولا توسعه  تکنولوژي  معجزه  نيست  بلکه  بستگي  به  شرايط  محيطي  و منابع  و امکانات  موجود دارد و مديريت  با راهبري  خود در استفاده  از منابع  موجود حداکثر استفاده  را مي تواند فراهم  کند. مديريت  مانند ساير علوم  کاربردي  در سه  بعد مطرح  مي شود:
الف ) تحقيقات  بنيادين  (نظريه هاي  مديريت  براي  توليد)
ب ) تحقيقات  کاربردي  (تجربه  و آزمايش  تئوري ها و جمع آوري  و پردازش  نتايج  حاصله)
ج ) اجرا (بکارگيري  مناسب ترين  تئوري ها بااستفاده  از تحقيقات  کاربردي)
   در کشورهاي  پيشرفته  اين  سه  بعد در ارتباط  با يکديگر قرار دارند و پويايي  مداوم  در بکارگيري  تئوري هاي  مدرن  به  ارمغان  مي آورد. در کشورهاي  درحال  توسعه  ارتباط  قوي  و متوالي  بين  اين  سه  بعد وجود ندارد و هريک  از ابعاد به  طور جداگانه  تغذيه  مي شوند، در کشور ما نيز دانشگاه ها صرفا  به  آموزش  تئوري هاي  کلاسيک  مديريتي  اهتمام  ورزيده، تحقيقات  کاربردي  عملا  مشاهده  نمي شود و سرانجام  در امور اجرايي  با انتقال  سخت افزاري  تکنولوژي  صورت  مي پذيرد و کمتر با نوآوري  همراه  است.
نقش  مديريت  در تحولات  استراتژيک 
 مديريت  بايد خود را در يک  جريان  برگشت ناپذير رشد، ملزم  به  اجراي  اهداف  سيستم  کند، به نحوي  که  رشد و بهبود دستخوش  نوسانات  ناشي  از ترديد نگردد. اين  امر مستلزم  تخمين  دقيق  رويدادها و تشخيص  شاخص هاي  اطمينان  و عدم  اطمينان  است. مديران  بايد رشد متعادل  مداوم  را به  رشد و شکوفايي  چشمگير اما کوتاه مدت  ترجيح  داده  و برنامه ريزي  پايدار را براي  فعاليت ها مورد تاکيد قرار دهند. براي  رساندن  سيستم  به  تحول  پايدار، مديريت  سازمان  به  شناخت  تمام  نيروها و توانايي هاي  موجود و آماده سازي  آنها به  منظور ادراک  تحول  و اقدام  براي  تحقق  آن  نياز دارد مجموعه  اين  نيروي ها و توانها آمادگي  سيستم  را در صحنه هاي  گوناگون، خصوصا در موقعيت هاي  رقابت آميز تامين  مي کند.  گاهي  براي  جبران  پيامدهاي  ناشي  از خطا در تصميم گيري  يا به منظور جابجائي هاي  کلان  در ابعاد فيزيکي  يا تغييرات  محتوايي، استراتژي  حکم  مي کند، روند رشد متوقف  شود. ترک  يا توقف  يک  برنامه  به دلايل  استراتژيک  خودبخشي  از روند تحول  و بهبود است. از آنجا که  شرايط  محيطي  عموما در حال  تغيير است  سازمان ها در موقع  تهيه  استراتژي  مناسب  و قابل  انطباق، نيازمند تخمين  و آزمون  عوامل  جزئي  در هر حيطه  و تهيه  جدولي  از نوسانات  مربوط  به  آن  هستند. از جمع بندي  و خلاصه کردن  نتايج  بوسيله  صاحبنظران، دورنمايي  از نوسانات  احتمالي  براي  تهيه  استراتژي  در دوره اي  خاص  به دست  مي آيد و مديران  مي توانند با دانش  و آگاهي  و احاطه  به  موضوع  به  تهيه  مناسب ترين  استراتژي  مبادرت  ورزند.
نسخه چاپي ارسال به دوستان
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:0  توسط محمد جمشیدی  | 

مهندسی مجدد، با هدف شناسایی بهترین روش انجام یك مجموعه فعالیت‌های خاص، فرآیندهای سازمان را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. برای این كه سیستم‌ برنامه‌ریزی منابع سازمان بتواند برای سازمان سودمند و اثربخش باشد، باید دست كم برخی از روش‌های كسب و كار سازمان تغییر یافته و روش‌های جدیدی توسعه یابند. از این رو مهندسی مجدد فرآیندهای كسب و كار با پیاده‌سازی و استقرار سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان، ارتباط نزدیكی دارد. مهندسی مجدد فرآیندها، روش‌های مختلف انجام یك فرآیند خاص را بررسی كرده و بهترین روش‌ها را برمی‌گزیند.

 

 

پیشینه‌ی مهندسی مجدد فرآیندهای كسب و كار، به قبل از شكل‌گیری سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان برمی‌گردد. نخستین فعالیت‌های مهندسی مجدد در دهه 1980 آغاز شد. طی آن سال‌ها فعالیت‌های مختلفی برای بهبود فرآیندها و ایجاد فرآیندهای كارا صورت گرفت. مهندسی مجدد تاثیرات بسیاری بر سازمان‌ها برجای گذارده است. كاهش نیروی انسانی، كاهش زمان سیكل تولید محصولات و ارایه‌ی خدمات و افزایش انعطاف‌پذیری سازمان‌ها را می‌توان به عنوان اصلی‌ترین تاثیرات مهندسی مجدد بر سازمان‌ها برشمرد. اعتبار اصلی سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان، پیروی از فلسفه مهندسی مجدد در طراحی مجدد فرآیندها و جریان‌های اطلاعاتی سازمان‌ها بوده است. سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان فراتر از یك سیستم اطلاعاتی یكپارچه، سازمان‌ها را به سمت بازنگری و بازبینی فرآیندها و ساختارهای خود سوق داده‌اند. این سیستم‌ها با انتقال تجربیات برتر در حوزه‌ی‌ فرآیندهای عملیاتی و زیرساختاری، سازمان‌ها را به سمت افزایش كارایی فرآیند‌ها و ارتقای انعطاف‌پذیری سازمان‌ها هدایت كرده‌اند. سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان، فرآیندها را به گونه‌ای تغییر می‌دهند تا قابلیت پاسخ‌گویی سازمان به نیازهای مشتریان افزایش یافته و یكپارچگی عملیاتی میان تمامی فرآیندهای كسب و كار ایجاد شود.

مهندسی مجدد، با هدف شناسایی بهترین روش انجام یك مجموعه فعالیت‌های خاص، فرآیندهای سازمان را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. برای این كه سیستم‌ برنامه‌ریزی منابع سازمان بتواند برای سازمان سودمند و اثربخش باشد، باید دست كم برخی از روش‌های كسب و كار سازمان تغییر یافته و روش‌های جدیدی توسعه یابند. از این رو مهندسی مجدد فرآیندهای كسب و كار با پیاده‌سازی و استقرار سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان، ارتباط نزدیكی دارد. مهندسی مجدد فرآیندها، روش‌های مختلف انجام یك فرآیند خاص را بررسی كرده و بهترین روش‌ها را برمی‌گزیند.

 

 

پیشینه‌ی مهندسی مجدد فرآیندهای كسب و كار، به قبل از شكل‌گیری سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان برمی‌گردد. نخستین فعالیت‌های مهندسی مجدد در دهه 1980 آغاز شد. طی آن سال‌ها فعالیت‌های مختلفی برای بهبود فرآیندها و ایجاد فرآیندهای كارا صورت گرفت. مهندسی مجدد تاثیرات بسیاری بر سازمان‌ها برجای گذارده است. كاهش نیروی انسانی، كاهش زمان سیكل تولید محصولات و ارایه‌ی خدمات و افزایش انعطاف‌پذیری سازمان‌ها را می‌توان به عنوان اصلی‌ترین تاثیرات مهندسی مجدد بر سازمان‌ها برشمرد. اعتبار اصلی سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان، پیروی از فلسفه مهندسی مجدد در طراحی مجدد فرآیندها و جریان‌های اطلاعاتی سازمان‌ها بوده است. سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان فراتر از یك سیستم اطلاعاتی یكپارچه، سازمان‌ها را به سمت بازنگری و بازبینی فرآیندها و ساختارهای خود سوق داده‌اند. این سیستم‌ها با انتقال تجربیات برتر در حوزه‌ی‌ فرآیندهای عملیاتی و زیرساختاری، سازمان‌ها را به سمت افزایش كارایی فرآیند‌ها و ارتقای انعطاف‌پذیری سازمان‌ها هدایت كرده‌اند. سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان، فرآیندها را به گونه‌ای تغییر می‌دهند تا قابلیت پاسخ‌گویی سازمان به نیازهای مشتریان افزایش یافته و یكپارچگی عملیاتی میان تمامی فرآیندهای كسب و كار ایجاد شود.

اُلیری دو روش اصلی مهندسی مجدد آزاد و مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری را برای پیاده‌سازی مهندسی مجدد ارایه كرده است. گرچه این دو روش، تنها روش‌های پیاده‌سازی مهندسی مجدد نیستند، بیان آن‌ها می‌تواند گزینه‌های ممكن برای اجرای مهندسی مجدد را به خوبی تشریح و ارتباط سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان و مهندسی مجدد را بیان كند.

 

مهندسی مجدد آزاد: در این روش، مهندسی مجدد بدون در نظر گرفتن سیستم یا فناوری خاصی و بر اساس نیازهای سازمان اجرا شده و هیچ محدودیت از پیش تعریف شده‌ای برای بازنگری و طراحی فرآیندها تعریف نشده است. در روش مهندسی مجدد آزاد، فرآیندهای بهینه برای سازمان طراحی می‌شود. این روش در مقایسه با روش مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری، گران‌تر است، لیكن برای پاسخ‌گویی به نیازهای سازمان، انعطاف‌پذیری بیش‌تری دارد. این روش، از روش مهندسی مجدد بر مبنای فناوری كندتر و پیاده‌سازی آن نیز مشكل‌تر است. با بهره‌گیری از این روش سازمان‌ها می‌توانند به مزیت رقابتی دست یابد، چون فرآیندها تنها برای آن‌ها ایجاد شده و رقبا نمی‌توانند به این فرآیندها دست‌رسی داشته باشند. اجرای مهندسی مجدد با این روش ممكن است تغییرات اساسی و ریشه‌ای را برای سازمان به همراه داشته باشد. این روش در صورتی كه با آموزش، فرهنگ‌سازی و مشاركت كاركنان همراه باشد، در عمل با مشكلات كم‌تری از لحاظ حمایت كاركنان روبه‌رو خواهد شد. هرچند كه در این روش ممكن است فرآیندهایی كه كاربران با آن‌ها درگیر هستند به صورت كامل تغییر كنند.

 

مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری: در این روش ابتدا سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان انتخاب شده و سپس بر اساس این سیستم، مهندسی مجدد فرآیندها صورت می‌گیرد. اُلیری از این روش با عنوان مهندسی مجدد محدود، یاد می‌كند. این روش نسبت به روش مهندسی مجدد آزاد ساده‌تر و ارزان‌تر است. چون نیازی به تغییر سیستم نیست و تنها فرآیندهای سازمان با توجه به سیستم تغییر می‌كنند. این روش فرآیندهای سازمان را بر اساس قابلیت‌های سیستم طراحی می‌كند. به عنوان مثال فرآیندهای محصولات شركت SAP به گونه‌ای طراحی شده‌اند كه بتوانند كارها را به بهترین نحو انجام دهند. شركت‌هایی كه محصولات SAP را به صورت كامل پیاده‌ می‌كنند، فرآیندهای خود را به گونه‌ای طراحی می‌كنند كه با فرآیندهای سیستم‌های SAP مطابق باشد. روش مهندسی مجدد بر مبنای فناوری، سازمان را با چالش‌هایی نیز روبرو می‌سازد. طراحی فرآیندها براساس یك سیستم جدید بدون در نظر گرفتن خواست‌ها و نیازهای كاربران، مقاومت و نارضایتی آن‌ها را برانگیخته و هزینه‌های آموزشی قابل توجهی را متوجه شركت‌ها می‌كند.

 

بنابر اذعان اُلیری در عمل بسیاری از موارد مهندسی مجدد براساس روش مبتنی بر فناوری صورت می‌گیرد. طی مطالعاتی كه در خصوص پیاد‌ه‌سازی سیستم R/3 صورت گرفته، مشخص شده است كه حدود 16 درصد از شركت‌ها، قبل از پیاده‌سازی سیستم، فرآیندهای خود را مهندسی مجدد نموده‌اند. 30 درصد از این شركت‌ها نیز اعتقاد داشته‌اند كه نیازی به مهندسی مجدد فرآیندهای‌شان ندارند و 10 درصد نیز پس از پیاده‌سازی سیستم قصد مهندسی مجدد فرآیند داشته‌اند. اغلب شركت‌ها اعتقاد داشته‌اند كه مهندسی مجدد باید به صورت همزمان با پیاده‌سازیR/3  صورت گیرد. 35 درصد از شركت‌ها نیز به تغییر فرآیندها براساس روش مهندسی مجدد آزاد اعتقاد داشته‌اند. در جدول 3 مزایا و معایب هر دو روش بیان شده است.

اُلیری بیان می‌كند كه روش مهندسی مجدد آزاد برای سازمان‌های بزرگ مناسب است. سازمان‌هایی كه درآمدهای بالایی داشته باشند و بتوانند سرمایه‌گذاری‌های كلانی را برای مهندسی مجدد فرآیندها و پیاده‌سازی سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان انجام دهند، این سازمان‌ها ممكن است با هدف كسب مزیت‌های استراتژیك به مهندسی مجدد فرآیندهای خود بپردازند. روش مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری، برای سازمان‌های كوچكی مناسب است كه با محدودیت بودجه و هزینه روبرو هستند. هرچه فرآیندهای سازمان استانداردتر باشد، امكان استفاده از روش مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری بیشتر خواهد بود. به هر حال طبق نظر اُلیری مهندسی مجدد فرآیندها یكی از اقدامات اساسی قبل از پیاده‌سازی سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان است.

 

جدول 1- مقایسه‌های روش مهندسی مجدد آزاد و مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری

 

 مزایای مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری

 مزایای مهندسی مجدد آزاد

 تمرکز بر برترین تجربیات

 عدم محدودیت در استفاده از ابزار

 استفاده از ابزارهای سیستم ، برای مهندسی مجدد

 عدم محدودیت در مورد قابلیت های فناوری

 سادگی روش به علت مشخص بودن محدوده فرآیندها  در نظر گرفتن ویژگیهای منحصر به فرد سازمان
 اطمینان از ممکن بودن فرآیندها  مستقل بودن فرآیندها از تغییرات سیستم
 افزایش قابلیت اطمینان سیستم با بهره گیری از تجربیات دیگران  حفظ مزیت رقابتی شرکت
 صرفه جویی در زمان و هزینه  
 در دسترس بودن نرم افزار  

 معایب مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری

 معایب مهندسی مجدد آزاد

 محدود شدن مهندسی مجدد به واسطه محدودیت ابزار  نبود یک ساختار مبنا برای طراحی ها
 محدودیت توسعه سیستم به واسطه محدودیت فناوری  احتمال امکان پذیر بودن سیستم
 عدم دسترسی به مزیت رقابتی  درگیری تعداد بیشتری از مشاوران
 عدم دسترسی به تمامی تجربیات برتر  هزینه بالا و زمان طولانی تر
   امکان عدم تطابق فرآیندها با سیستم انتخابی

 

اُلیری مطالعات خود را قبل و بعد از پیاده‌سازی سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان در چندین شركت تكرار كرد. براساس مطالعات او تنها 16 درصد از سازمان‌ها قبل از تجربه پیاده‌سازی سیستم، معتقد به انجام مهندسی مجدد قبل از پیاده‌سازی سیستم بوده‌اند. لیكن پس از تجربه پیاده‌سازی این رقم به 35 درصد افزایش یافته است. قبل از پیاده‌سازی سیستم، 33 درصد از شركت اعتقادی به اجرای مهندسی مجدد نداشته‌اند، در حالی كه پس از پیاده‌سازی سیستم تنها 10 درصد از آن‌ها چنین اعتقادی داشته‌اند. با این اوصاف مشخص می‌شود كه حتا اگر روش مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری نیز انتخاب شود، مهندسی مجدد فرآیندها ضروی است.

منبع : http://systemgroup.net

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 10:50  توسط محمد جمشیدی  | 

چکیده:امروزه به علت اهمیت روز افزون اطلاعات و تمایل افراد به امنیت بیشتر اطلاعات مخصوصا در Internet، ابزارهای قدیمی مانند استفاده از Password به تنهایی جوابگو و قابل اعتماد نمی باشد، خصوصا با ایجاد تجارت الکترونیک و خرید و فروش اینترنتی مسئله امنیت نه تنها برای شرکتها وبانکها بلکه برای عموم افراد مهم شده است.بنابرین متخصصین به دنبال راه هایی مطمئن تر می گردند یکی از موفق ترین راه های یافته شده استفاده از علم Biometricاست.
در این مقاله در مورد علم Biometric ودلایل ایجاد آن و انواع آن بحث خواهیم کردونقاط ضعف و قدرت آنها را شناسا یی خواهیم کرد و در پایان کارتهای شناسایی بیومتریکBiometric ID Card مورد بحث قرار خواهد گرفت ودر پایان مقاله پیشنهادی در مورد امنیت در انتخابات الکترونیک.
کلید واژه ها:امنیت ، biometric ،انتخابات الکترونیک



مقدمه:
خطوطی که بر روی سرانگشتان همه انسانها نقش بسته از دیر باز مورد توجه همه بوده است،این خطوط نقشهای مختلفی دارند،یکی از این وظایف ایجاد اصطکاک بین سر انگشتان و اشیاء متفاوت است مانند قلم که با استفاده از این اصطکاک می توانیم اشیاء را برداریم ،بنویسیم،یا لمس کنیم.
از سوی دیگر این خطوط برای هر شخص منحصر به فرد است ،از سالها پیش از اثر انگشت افراد در جرم شناسی استفاده می شود،و امروزه در علم بیومتریک نیز از آن استفاده می شود. مانند تمام دیگر اعضاء بدن DNA های هر شخصی الگوی ساخت این خطوط را دارا هستند و در واقع DNA های هرشخص نیز کاملا منحصر به فردند و این قضیه تقریبا در مورد تمام دیگر اعضاء بدن صادق اند. با وجود hacker ها و دزدی های اینترنتی Password ها ابزار قابل اعتمادی نیستند.بیومتریک علم شناسایی افراد از طریق مشخصات انسانی اوست که شامل اثر انگشت،کف دست ،صورت ، امضاء ، دست خط ،اسکن عنبیه و شبکیه ، صدا است. در علم بیومتریک اعضایی از بدن مورد توجه قرار گرفته که استفاده از آنها راحتتر و کم ضرر تر باشد. هر کدام از روشهای مورد استفاده دارای نقاط ضعف و قدرتی هستند که با ترکیب آنها با دیگر روشهای امنیتی می توان ضعفهای موجود را از بین برد.
هیچ فردی نمی خواهد هنگام چک کردن موجودی خود از طریق شبکه های online بانکها متوجه شود که مو جودیش خالی شده ، در بسیاری از موارد به علت معنی دار بو دن Passwordها افرادی که تا حدی ما را می شناسند میتوانند آنها را حدس بزنند و با فهمیدن شماره ما در بانک به راحتی با استفاده از شبکه onlineبانک وارد حساب ما شده موجودی ما را خالی کنند.
با توجه به سرعت رشد قابل توجه تجارت جهانی و اهمیت تجارت نمی توان از سیستمهای قدیمی دستی یا حضوری برای مدت زمان طولانی استفاده کرد، از طرف دیگر استفاده از این روشهای قدیمی با عث اتلاف انرژی و زمان زیاد شده و در مدت زمان طولانی کار کمتری انجام می شود. بنابرین در تجارت ، به موضوع تجارت الکترونیکی نیاز احساس می شود و موضوع بسیار مهمی که امروزه مورد توجه است مسئله امنیت وsecurityاست. Biometric با استفاده از روشهای قابل اعتماد میتواند تا حد زیادی جوابگوی مشکلا تی از این قبیل باشد. علمBiometric نه تنها در مورد تجارت الکترونیک بلکه در موارد بسیار دیگری نیز کاربرد دارد. به عنوان مثال در آزمایشگاهای مهم و حساس یا ورودیها ی ساختمانهایی که در مورد ورود و خروج از آنها حساسیم یا می توانیم از قفلهایی که روی آنها صفحه کلید نصب شده استفاده کنیم و به افراد مورد نظر اسم رمز عبور بدهیم تا هنگام ورود از آن استفاده کرده داخل شوند ولی این روش نیز زیاد قابل اعتماد نیست با لو رفتن کلمه عبور دیگر این کار به درد نخور خواهد شد. ولی زمانیکه از اثر انگشت یا کف دست یا ... برای شناسایی و اجازه ورود استفاده شود دیگر این مسائل ایجاد نخواهد شد. بعد از شرح اهمیت این موضوع به بررسی Biometric می پردازیم.
در تمام مواردی که ذکر خواهد شد ابتدا با استفاده از وسایل مخصوص آن روش معمولا تا 3 بار الگوی اولیه گرفته می شود و بعد از بدست آوردن بهترین الگو ، ذخیره می شود و موقع شناسایی با این الگو مقایسه انجام می گیرد.


در Biometric از مشخصا ت فیزیکی و رفتاری برای شناسایی افراد استفاده میشود، مشخصات فیزیکی مانند:اثر انگشت، اسکن دست ، صورت وچشم که خود به دو دسته اسکن عنبیه و شبکیه تقسیم می شود. مشخصات رفتاری مانند:صدا، امضاء، تایپ.



اثر انگشت:برای استفاده از اثر انگشت از اسکنرهای مخصوصی استفاده می شود این اسکنرها انواع متفاوتی دارند بعد از اینکه انگشت روی صفحه اسکنر قرار گرفت، بسته به نرم افزار استفاده شده، اثر انگشت اسکن شده و نقاط کلیدی آن تعیین شده و با الگوی اولیه تطبیق داده می شود .البته با توجه به اینکه زمان مقایسه بعد از مدتی که حجم مقایسات زیادشد ،بالا میرود و برای کمتر کردن این زمان، ابتدا نقاطی را به عنوان نقاط کلیدی برای دسته بندی اسکن های موجود استفاده می کنیم و در زمان انطباق از همین کلیدها استفاده کرده و زمان مقایسه را پایین می آوریم. هر چند که تحلیل اثر انگشت بعضی از افراد مانند کارگرانی که کارهای سخت با دستهای خود انجام می دهند یا افراد معتاد مشکل است ولی در کل در بسیاری از موارد از اثر انگشت استفاده های موفقی انجام شده.
امروزه این اسکنرها نه تنها در ادارات پلیس بلکه در روی صفحه کلیدها و حتی موش واره ها وجود دارند و از انها در موارد متفاوتی استفاده میشود ، مثلا میتوان با استفاده از امکانات نرم افزاری کامپیوتر را قفل کنیم و در صورتی سیستم کامپیوتری قفل را باز کند که اثر انگشت شما را روی صفحه اسکنر خود اسکن کند.
در آینده شاید بتوان از اسکن اثر انگشت به جای تایپ Password در چک کردن پست های الکترونیکیمان استفاده کنیم ، یا در تجارت الکترونیک یا تغییر موجودی در بانکهای online از آن استفاده ببریم.



اسکن دست:برای اسکن سطح کف دست از اسکنرهایی با صفحه اسکنی که برای درست قرار گرفتن دست هنگام اسکن مهره هایی برروی آن قرار گرفته استفاده می شود مانند اثر انگشت اسکنر بعد از اسکن کرئن با توجه به قابلیتهای نرم افزار و سخت افزار استفاده شده مقایسه انجام می شودکه در صورت تطبیق هویت شخص تایید می شود.
جغرافیای کف دست بعد از مدتی با گذشت سال و با بالا رفتن سن تغییر می کند و نیز جراحات نیز باعث عوض شدن شکل کف دست می شود ، بنابرین در استفاده از این روش باید اسکن به دست آمده در مواقع لزوم و نیز بعد از یک دوره زمانی به روز شود و اسکن جدیدی برای شناسایی افراد ایجاد شود. بنابرین استفاده از این روش در مواردی مفید است که به طور مستمر مورد استفاده قرار گیرد و افراد مورد شناسایی با این روش در دسترس باشند. البته این روش به علت اینکه سطح بزرگی را مورد مقایسه قرار می دهند دارای ضریب اطمینان بالایی هستند.



صورت:اسکن از صورت به طرزی متفاوت از موارد دیگر صورت می گیرد در این روش نمونه بدست آمده باید به صورت 3D باشد برای این منظور از 3 دور بین که نسبت به هم زاویه 90 درجه می سازند یا از یک دوربین متحرک که بصورت یک نیم دایره که مرکز آن صورت شخص مورد نظر قرار گرفته استفاده کرد و به وسیله نرم افزار مر بوطه یک تصویر3D بدست آورد در تصویر بدست آمده نقاط قرار گیری ابروها ، چشمها، بینی، دهان ،چانه و طول چانه و پیشانی همچنین فاصله چشمها و ابرو ها و ... ثبت و سپس با نمونه های ذخیره شده مقایسه می شوند.
این روش به علت استفاده از سخت افزار و نرم افزارهای گران قیمت هزینه زیادی دارد ولی قابلیت اعتماد بالایی دارد. در این روش نیز مانند روش اسکن کف دست نیاز به بروز شدن اطلاعات وجود دارد.



چشم:اسکن چشم به دو صورت است:
اسکن شبکیه:
در اسکن شبکیه با استفاده از دوربین مخصوص الگوی رگ های خونی اسکن می شود برای این کار از لیزر مادون قرمز کم قدرت استفاده میشود. برای بدست اوردن یک تصویر با کیفیت خوب و متمرکز باید چشمها نزدیک دوربین قرار گیرد و این موضوع و اینکه از اشعه لیزر استفاده می شود باعث شده افراد زیادی به این روش علاقه نشان ندهند. درضمن بر خلاف تصور اینکه شبکیه تغییر نمی کند تحقیقات پزشکی نشان داده که برخی از بیماریها روی شبکیه تاثیر می گذارند و آن را تغییر می دهند.
اسکن عنبیه:در اسکن عنبیه دوربین مخصوص رگه های عنبیه را اسکن میکند وبا توجه به اینکه تعدادی زیادی از ویژگیها مورد اسکن و مقایسه قرار می گیرند روش مطمئنی ایجاد میشود، در ضمن این روش با لنز ها و عینک ها نیز تطبیق داده شده ونیز مشکل نز دیک بودن دوربین به چشم نیز حل شده و کاربر باید چشم خود را در فاصله حدوداً 30 سانتی متری از دوربین قرار دهد .
 


امضاء:برای ثبت امضا از یک اسکنر بخصوص استفاده می شود ، این اسکنر نه تنها شکل امضاء را اسکن می کند بلکه طرز امضاء کردن را هم می سنجد، به این مفهوم که مناطقی را که قلم را فشار دادید یا تند حرکت دادید ویا برعکس مناطقی از امضا را که خط نازک کشیده اید یا با دقت و آرامش بیشتری کشیده اید را ثبت و مقایسه می کند و با استفاده از این روش جعل امضاء غیر ممکن می شود. البته این روش بهتر است که در مواردی استفاده شود که افراد زیاد از امضاء خود استفاده می کنند در غیر این صورت این روش نیز احنیاج به به روز شدن پیدا می کند. از این روش در امضا کرئن قرار داد های مهم که در فواصل دور انحام می گیرد و همچنین در بانکها میتوان استفاده کرد.



صدا:ضبط صدا از طریق یک دستگاه ضبط کننده صدا انجام می گیرد و سپس با سخت افزار و نرم افزار مربوطه مورد تحلیل قرار می گیرد با توجه به امکانات در دسترس میتوان مکث ها و بالا و پایین رفتن تون صدا را به صورت یک الگوی صوتی در اورد و با الگوهای ذخیره شده مورد مقایسه قرار داد. نمونه وسایل ساخته شده از این روش قفل در است که با چک کردن صدا و کلمه گفته شده ومعنی جمله ساخته شده کار می کند. به این صورت که کلمه ای یا جمله ای از قبل تعیین شده و به کاربر گفته می شود.



الگوی تایپ:شاید این کمی عجیب به نظر برسد ولی الگوی تایپ افراد نیز کاملا با دیگران متفاوت است، در این مورد نیز جمله ای در نظر گرفته می شود و کاربر جمله را در شرایط یکسان با نمونه اولیه تایپ می کند و مقایسه صورت می گیرد، در این نوع نیز تفاوت زمانی ما بین تایپ کلمات ، سرعت تایپ و ... تعیین شده با الگوهای قبلی مقایسه می شود. این روش نیز نیاز به به روز شدن و استفاده مستمر دارد در غیر این صورت مثمر ثمر نخواهد بود.



کارتهای شناسایی بیومتریک:کارتهای شناسایی بیومتریک یا Biometric ID Cards ترکیبی از کارتهای شناساشی معمولی و یک یا چند مشخصه بیومتریک هستند. این کارتها کاملا مورد اعتماد هستند و تقلب در آنها و سوء استفاده از آنها تقریبا غیر ممکن است. این کارتها شامل نوع کارت ،مانند :کارت رانندگی ، کارت ماشین و... هستند و سپس مشخصات دارنده کارت مانند :نام ، نام خانوادگی و ... ویک عکس مربوط به دارنده کارت تمام مشخصا ت بعد از ورود به همراه اسکن عکس و تعیین پیکسلهاِی عکس با توجه به یک الگوی مخصوص رمز گذاری که برای آن سازمان در نظر گرفته شده رمز گذاری شده و در قسمت زیر عکس به صورت کد (bar code) ذخیره می شود، سپس هنگام تشخیص عکس و تمام مشخصات ثبت شده برروی کارت خوانده شده و به وسیله الگوی رمز گذاری برای آن سازمان رمز گذاری میشود و سپس bar code بوسیله دستگاه خوانده شده و رمز حاصل از آن با رمز بدست آمده از رمز گذاری مقایسه میشود و در صورت تطبیق هویت فرد تایید می شود.
در این روش چون هم رمز و هم مشخصات بر روی کارت ثبت می شود دیگر نیازی به اطلاعات حجیم نمی باشد و فقط الگوهای رمز گذاری باید مشخص باشد و این در مقایسه با حجم بسیار زیاد الگوهای ذخیره شده ناچیز است.
اگر در این کارتها یک مشخصه بیومتریک نیز مانند اثر انگشت ثبت شود نه تنها از قانونی بودن کارت اطمینان حاصل می شود بلکه از اینکه کارت به شخص تعلق دارد نیز می توان مطمئن شد.



نتیجه:Biometric روشهای قابل اطمینان و غیر قابل جعل یا کپی برداری را ارائه می دهد ، مخصوصا در مواردی که اطلاعات حیاتی است مانند اطلاعات تجاری مربوط به یک شرکت ویا حسابهای بانکی این روشها بسیار موفق است .
بعضی از روشهای گفته شده امروزه مورد توجه بسیاری از سازمانهاست، به عنوان مثال امروزه در بعضی ادارات و ساختمانها از چک کردن اثر انگشت به همراه شماره پرسونلی برای ثبت ساعات ورود و خروج کارمندان استفاده می شود.از این روشها می توان در انتخابات الکترونیک نیز بهره جست.


منابع:


Web site: www.howstuffwork.com
Fingerprint basics

Website:
www.opticsreport.com http://www.opticsreport.com/content/article.php?article_id=1014&page=1

Website:
www.wisegeek.com 
What is Biometric Face Recognition

Website:
www.sciencenews.org
Website:
www.ircert.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:26  توسط محمد جمشیدی  | 

مقدمه:

 مفاهیم نادقیق بسیاری در پیرامون ما وجود دارند که آنها را  به صورت روزمره در قالب عبارتهای مختلف بیان می کنیم . به این جمله دقت کنید: " هوا خوب است." هیچ کمیتی برای خوب بودن هوا مطرح نیست تا آن را اندازه بگیریم بلکه این یک حس کیفی است.  در واقع مغز انسان با در نظر گرفتن فاکتور های مختلف و بر اساس تفکر استنتاجی جملات را تعریف و ارزش گذاری می نماید که مدل سازی آنها به زبان  و فرمولهای ریاضی اگر غیر ممکن نباشد کاری بسیار پیچیده خواهد بود.منطق فازی تکنولوژی جدیدی است که شیوه هایی را که بر ای طراحی و مدل سازی یک سیستم نیازمند ریاضیات پیچیده و پیشرفته است، با استفاده از مقادیر زبانی و دانش فرد خبره جایگزین می سازد.

 منطق فازی:

 اگر از ما پرسیده شود منطق فازی چیست شاید ساده ترین پاسخ بر اساس شنیده ها این باشد که Fuzzy Logic یا Fuzzy Theory یک نوع منطق است که روش های نتیجه گیری در مغز بشر را جایگزین می کند.مفهوم منطق فازی توسط دکتر لطفی زاده ، پروفسور دانشگاه کالیفورنیا در برکلی، ارائه گردید و نه تنهابه عنوان متدولوژی کنترل ارائه شد بلکه راهی برای پردازش داده ها، بر مبنای مجاز کردن عضویت گروهی کوچک به جای عضویت گروهی دسته ای ارائه کرد.به جهت نارسا ونا بسنده بودن قابلیت کامپیوتر های ابتدایی تا دهه 70 این تئوری در سیستم های کنترلی به کار برده نشد.

پروفسور لطفی زاده اینطور استدلال کرد که بشر به ورودیهای اطلاعاتی دقیق نیازی ندارد بلکه قادر است تا کنترل تطبیقی را به صورت بالایی  انجام دهد.پس اگر ماکنترل کننده های فیدبک را در سیستم ها طوری طراحی کنیم که بتواند داده های مبهم را دریافت کند، این داده ها میتوانند به طور ساده تر و موثرتری در اجرا به کار برده شوند.

باین  تعاریف منطق فازی دارای این قدرت است که در تنظیم سیستم ها از میکرو کنترلهای ساده وکوچک و جاسازی شده گرفته تا PC های چند کاناله شبکه شده بزرگ یاسیستم های کنترلی به کار برده شود.این منطق دارای قدرت اجرایی در سخت افزار ،نرم افزار یا ترکیبی از هر دوی اینهاست.در واقع   منطق فازی راه ساده ای را برای رسیدن به یک نتیجه قطعی و معین بر پایه اطلاعات ورودی ناقص ، خطا دار، مبهم ودوپهلو فراهم میکند.درست مثل کاری که در هنگام دوش گرفتن انجام می دهیم: در صورتی که آب خیلی سرد یا خیلی گرم باشد  بدون اینکه از درجه دقیق آب اطلاعی داشته باشیم تنها بر اساس پردازش انجام شده در مغز به کمک دریافت دمای هوا  از طریق حسگرهای پوست با کمی سختی کشیدن آب را به سرعت به دمای دلخواه در می آوریم یا آنکه میتوانیم در یک اتاق به اشیاءگوناگونی نگاه کنیم وتصمیم بگیریم کدامیک بیشتر شبیه صندلی است ویا به مردم نگاه کنیم و بگوییم کدامیک شبیهJohn Wayne ویا کدامیک بیشتر شبیه گاندی است.منطق فازی قادر به تقلید اینگونه رفتارها  اما با سرعت بسیار بالایی است.از طرفی باید به این نکته هم توجه کنیم که تمامی سیستم های طبقه بندی ساخته ذهن انسان هستند و برچسب درست تا زمانی به یک سیستم طبقه بندی نسبت داده میشود که سیستم کنترلی دیگر آن را رد نکند مثلا در تئوری نسبیت دیگر درست نیست بگوییم زمین دور خورشید میگردد پس خورشید هم دور زمین می گردد! یا به عنوان مثال دیگر، کشف موجودی عجیب در استرالیا  که پلاتی پوس نامیده می شودو بر خلاف پستانداران دیگر همانند خزندگان تخم میگذارد و جوجه های جوان را شیر می دهد!  با این تعاریف می توان گفت که منطق فازی یک تکنولوژی کنترلی بسیار قدرتمند است که به جای ساختن یک حصار در اطراف یک طبقه بندی سعی دارد آن را به گونه ای توصیف کند که به ایده نزدیک تر است.

متغیر های زبان شناختی :

 در زندگی روزمره ،کلماتی را به کار می بریم که اغلب برای توصیف متغییر ها استفاده می شوند. به عنوان مثال هنگامیکه می گوییم " امروز سرد است "  یا  "دمای هوا امروز پایین است "  از واژه " پایین " برای توصیف " دمای هوای امروز "  استفاده کرده ایم به این معنی که متغیر دمای هوای امروز واژه "پایین" را به عنوان مقدار خود پذیرفته است.واضح است که متغیر " دمای هوای امروز " میتواند مقادیری نظیر˚3،˚10-،˚8-،˚24و... را اختیار کند.هنگامیکه یک متغیر ، اعداد را به عنوان مقدار بپذیرد ما یک چهارچوب ریاضی مشخص برای فرموله کردن آن داریم اما هنگامیکه متغیر واژه ها را به عنوان مقدار میگیرد در آن صورت چهارچوب مشخص برای فرموله کردن آن درتئوری  ریاضیات کلاسیک نداریم. در واقع در سیستم های عملی اطلاعات مهم از دو منبع سرچشمه می گیرند : یکی از منابع افراد خبره که دانش و آگاهیشان را دردر مورد سیستم با زبان طبیعی  تعریف میکنند و منبع  دیگر اندازه گیری ها و مدل های ریاضی هستند  که   از قواعد  فیزیکی  مشتق شده اند  .بنابر این یک مساله  مهم  ترکیب این دو نوع اطلاعات در طراحی سیستم هاست. برای  انجام این ترکیب  سوال  کلیدی  این است  که چگونه  می توانیم  دانش بشری را به یک فرمول ریاضی تبدیل کنیم ؟

برای اینکه چنین چهارچوبی به دست آوریم مفهوم متغیر های زبانی تعریف شده است. در صحبت های عامیانه  اگر یک متغیر بتواند واژه هایی از زبان طبیعی را به عنوان   مقدار بپذیرد یک متغیر زبان شناختی نامیده میشود. برای فرموله کردن واژه ها  در گزاره های ریاضی از مجموعه های فازی برای مشخص کردن واژه ها استفاده میکنیم و تعریف میکنیم: " اگر یک متغیر بتواند  واژه هایی از زبان طبیعی را به عنوان مقدار خود بپذیرد  آنگاه متغیر زبان شناختی نامیده میشود که واژه ها بوسیله مجموعه های فازی در محدوده ای که  متغیر ها تعریف شده اند مشخص می گردد . " پروفسور لطفی زاده در سال 1973 مفهوم زبان شناختی یا متغیر های فازی را ارائه داد .در واقع یکی از ویژگی های منطق فازی در استفاده از ساختار  قانون پایه  منطق   فازی است که در طی آن مسائل کنترلی به یک سری قوانینFتبدیل میشوند که پاسخ گوی خروجی مطلوب سیستم برای شرایط ورودی داده شده به سیستم می باشد. این قوانین ساده و آشکار برای توصیف پاسخ دهی مطلوب سیستم با اصطلاحاتی از متغییر های زبان شناختی به جای فرمول های ریاضی  استفاده می شوند.

نکته جالب اینجاست که اگرچه سیستم های فازی پدیده های غیر قطعی و نامشخص را توصیف می کند با این حال تئوری فازی یک تئوری دقیق می باشد.  

 اجزای ابتدایی و اصول اولیه  تئوری مجموعه فازی :

 در قسمتFuzzier یا مبدل فازی ، متغییر های با مقادیر حقیقی به یک مجموعه فازی تبدیل شده از طریق ماشین رابط فازی و قوانین پایه نتایج به قسمت غیر فازی ساز یا Defuzzier  منتقل شده که یک مجموعه فازی را به یک متغیر با مقدار حقیقی تبدیل می کند.به بیان دیگر اطلاعات ورودی  اغلب مقادیری پیچیده اند واین اعدادبه مجموعه های فازی تبدیل می گردند.مدل ها بر اساس منطق فازی شامل قوانین  اگر ،آنگاه تفسیر می گردند. حقیقت آن است که بعد از عبارت اگریک منطق مقدم بیان می گردد و بر اساس آن ما حقیقت دیگر را مورد بررسی قرار می دهیم که بعد ا زآنگاه می ایدو در آن نتیجه کار توضیح داده می شود.در واقع منطق فازی  تجربه و دانش انسانی را به صورت ترکیبی از اعداد در مقابل وی قرار می دهد و او را قادر می سازد تا تصمیمی بر اساس ریاضیات و منطق بگیرد.

نتیجه: 

 در پاسخ به چیستی منطق فازی  یا منطق نادقیق شاید ساده ترین پاسخ بر اساس شنیده ها این باشد که Fuzzy Logic یا Fuzzy Theory یک نوع منطق  برنامه نویسی است که روش های نتیجه گیری در مغز بشر را جایگزین می کند.منطق فازی در واقع با استفاده از مجموعه ای از معلومات نادقیق که با الفظ و جملات زبانی تعریف شده اندبه دنبال  استخراج نتایج دقیق است ..

منطق فازی تکنولوژی جدیدی است که شیوه های مرسوم برای طراحی ومدل سازی یک سیستم را که نیازمند ریاضیات پیشرفته  و نسبتا پیچید ه است  با استفاده از مقادیر و شرایط زبانی و یا به  عبارتی دانش فرد خبره ،  و با هدف ساده سازی وکارامد تر شدن طراحی سیستم جایگزین و یا تا حدود زیادی تکمیل می نماید.

علیرغم اینکه منطق فازی بر پایه ریاضیات پیشرفته و پیچیده قرار دارد یادگیری آن بسیار آسان است.از نظر تئو ری هر سیستمی که توسط منطق فازی طراحی شده باشد  توسط  سایر تکنیک های پیاده سازی مرسوم نیز قابل پیاده سازی است اما ممکن است این شیوه ها نسبت به منطق فازی پیچیده ومشکل تر باشند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:23  توسط محمد جمشیدی  | 

 محمد جمشیدی

 تولد:۱۳۶۴-کرمانشاه 

کاردانی برق( الکترونیک)-دانشکده فنی شهید شمسی پور تهران 

کارشناسی مهندسی برق(مخابرات)-دانشکده صنایع مخابرات راه دور ایرانITI-شیراز 

دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکاترونیک-دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب 

عضو انجمن ها ونهادهای تخصصی زیر: 

 ۱-انجمن مهندسی برق والکترونیک ایران

2-انجمن مهندسی پزشکی ایران 

3-انجمن مخترعین کشور 

4-جامعه مهندسان ایران 

5-جامه مهندسین مکانیک ایران 

6-کانون نخبگان کرمانشاه 

زمینه های تحقیقاتی: 

1-شناسایی وتخمین سیستمهای دینامیکی 

2-اتوماسیون ومانیتورینگ پیشرفته فرایندهای پالایشگاهی 

علاقمندیها: 

۱- بیومکاترونیک

2-سیستم های فازی  

سمینار ها:

1-شبیه سازی سیستم های اخلالگر در جنگ الکترونیک (گروه کارشناسی مخابرات دانشکده صنایع مخابرات راه دور ایران)

2-برسی شبکه های موبایل GSM (گروه کارشناسی مخابرات دانشکده صنایع مخابرات راه دور ایران) 

۳-تحلیل مدارات مایکروویو بااستفاده از ماتریسهای پراکندگی(گروه کارشناسی مخابرات دانشکده صنایع مخابرات راه دور ایران)

اخترعات: 

1-سیستم دیجیتالی چراغ خودرو -84

2-ویسکوزیته متر تصویری-87 

  

Email: jamshidi161@gmail.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:20  توسط محمد جمشیدی  |